يكشنبه 2 مهر 1396  
تاریخ انتشار: سه شنبه 24 تير 1393
  تعداد بازدید: 2526

ریال نیوز : یکی از مولفه های بزرگ در هویدایی علم ارتباطات، حوزه رسانه است. اگرچه نظریه دهکده کوچک جهانی می تواند بر چیستی فلسفه ی ارتباطات صحه گذارد ولی حوزه عملکردی در ارتباط با نظریه خطی قدرت در مفاهیم سیاسی تبلور دهکده کوچک جهانی را تا حدی در سایه تردید فرو می برد، بدان سان که رسانه ها به مثابه ابزار کارآ در تحقق نظریه ی مک لوهان می تواند شمشیر دو لبه ای محسوب گردد که اصحاب مکتب فرانکفورت در آن داد سخن رانده اند. اغراق نیست اگر گفته شود رسانه ها پر قدرت ترین ابزار تغییر (change)، تثبیت و یا دگرگونی نظام های سیاسی می باشند که هرچه به جلو می رویم، در خواهیم یافت این وسایل به صورت هوشمندانه در اختیار صاحبان قدرت و بازیگران بین المللی قرار گرفته و در طراحی و تغییر بازی های هر کشور و حوزه بین الملل دخالت پنهان و آشکار دارند.



اگر بخواهیم هوشمندانه بنگریم، درخواهیم یافت که حوزه ی رسانه ضمن هدایت افکار عمومی و برانگیختگی آن خود یکی از مظاهر نشانه شناسی نیز می تواند محسوب گردد. اگر مصداق رسانه ها را در حوزه ی وسایل ارتباط جمعی اعم از جراید، رادیو، تلویزیون، سینما، فیلم، عکس، برنامه سازی های ماهواره ای و نیز ابعاد سایبری آن تلقی نماییم ؛ به خوبی به مفهوم شمشیر دو لبه پی خواهیم برد.

اگر با این رویکرد ذهنی به نقش پنهان و گاهاً آشکار رسانه بنگریم درخواهیم یافت که حوزه عملکردی آنها می تواند تفسیری دقیق از ساخت سیاسی و تغییرات پنهان و آشکار آنها محسوب گردد ؛ و حتی می توان پا را از این فراتر گذاشت و بر این ادعا پافشاری نمود که "حوزه رسانه ها خود یکی از متغیرهای قدرتمند در بازی های سیاسی و تغییرات مولفه های سیاسی - اجتماعی و اقتصادی" محسوب می گردد.

حتی با رصدی هوشمندانه می توان دریافت که حتی در وخیم ترین و آشفته ترین شرایط سیاسی که همه "تغییر یا change" را محال می دانستند ؛ رسانه ها بازیگری مهم تغییرات حوزه ی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تلقی شده و تغییرات را اگرچه بطئی و کند، ولی جلوه گر ساخته اند.

مفاهیم مستتر در این نوشتار در پی آن نیست که نقش متغیرها و مولفه های دیگر عرصه های سیاست، اقتصاد و ... مانند جنگ هشت ساله، تحریم ها، حوزه تفکری و عملکردی دوره های مختلف ریاست جمهوری ... را نادیده بگیرد. بلکه بر حسب تخصص ؛ حوزه ی رسانه را به صورت شبکه ای مورد مداقه قرار داده است تا نقش بازیگری آنها را در ارتباط با متغیرهای دیگر و یا خط دهی به متغیرهای دیگر به اثبات رساند ؛ بدین سبب در نگارش توجهی به نظریه ی توطئه و یا نظریه ی طبیعی شرایط نداشته و فقط به نقش ها و کارآیی های حوزه ی رسانه ها توجه را مبذول داشته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اگر به این مدل نگاهی هوشمندانه افکنده شود، به این ادراک خواهیم رسید که بر آیند امواج شبکه های ماهواره ای فارسی زبان - که با پخش سریالها و شو show ... بخشی از افکار عمومی را جذب نموده اند و شبکه های خبری فارسی زبان با برنامه سازی های خویش، به لایه یا بخشی از حکومت یا دولت پیامهایی را ارسال و تاثیر و تاثرات ناشی از صدور این امواج با نضمام تاثیرات وسایل ارتباط جمعی داخلی و بر آیند افکار عمومی ؛ همه و همه باعث می گردد که آن لایه خاص دولتی "چراغ سبز" خویش را روشن نماید و رسانه های داخلی به اخبار یا برنامه سازی هایی روی آورند که تغییرات پرشتاب در عرصه های فرهنگی - اجتماعی را بوجود آورد. حتی در برهه ای از زمان بویژه در دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد که خیلی ها ایشان را متهم به ارعاب، واپس گرایی، جزمی بودن و مخالف تغییرات نشان می دادند، مهمترین تغییرات در عرصه رسانه ها بوجود آمد و ساخت فیلمهایی همچون: "مارمولک" ، "اخراجی ها" ، جدایی نادر از سیمین ... با نضمام برنامه سازی های تلویزیون اعم از محتوای فیلمها، توسعه بخشی فیلمهای آمریکایی و اروپایی ... و روی آوردن رسانه ملی به بخش آهنگهای پاپ که همخوانی زیادی با آهنگهای خوانندگان موسوم به "لس آنجلسی" داشت - که حتی در بسیاری موارد، آهنگها و اشعار آن سوی آب نیز از سوی آهنگسازها و شاعران داخلی تامین می گردید - ... تا تغییرات محتوایی پخش آگهی در رسانه ملی و عبور از خطوط قرمز سی ساله مانند: رویکرد "زن محور" در پخش آگهی، روی آوردن به "ارزش شهرت" در پخش آگهی تا استفاده از عناصر بازیگر، خواننده در ترویج افکار سیاسی یا انتخاباتی  propaganda ... ؛ همه و همه بنیانهای تغییر - change - را بخوبی نمایش می دهند.

اگر بخواهیم کمی به عقب تر از این موارد نیز مراجعه کنیم ؛ اولین فیلمی که موجبات دگرگونی را فراهم ساخت، فیلم "پر پرواز" با بازی شادمهر عقیلی بود که تمامی سکانسهای آن بنوعی طغیان و اعتراض را نمایش می داد و بر آیند آن نیز چیزی نبود جز : مجوز گرفتن پی در پی آهنگهای پاپ و باب شدن پخش آهنگهای پاپ در رسانه ملی ļ و یا اگر بخواهیم مصداق هایی هم از تلویزیون داشته باشیم، سریال "خوش رکاب" شاخص ترین آن می باشد. در این فیلم که با ظاهری فانتزی، ژانر دفاع مقدسی داشت، در تیتراژ آن برای اولین بار، آقای خلج یک ترانه "کوچه بازاری" را خوانندگی نمود که با پایان یافتن این سریال بود که خوانندگان قدیمی "کوچه بازاری" موفق به دریافت مجوز آلبوم گردیدند و این نکته را حداقل کارشناسان و اصحاب علوم سیاسی می دانند که آهنگهای موسوم به "کوچه بازاری"  یکی از عناصر هنری رژیم گذشته بوده و با باب ساختن آن، "لمپنیزم" در جامعه تسری می یابد و لایه های فرهنگی مقاوم، شکننده شده و مسیر برای ذوب فرهنگی هموار می گردد. بعد از پخش این فیلم بود که شاخصه های لمپنیزم در سریالهای تلویزیونی داخلی همچون: "لات بازی" ، "استفاده از سبک خاصی در پوشش لباس" ، "استفاده از کلامها و تیکه کلامهای خاص این گروه" ... باب گردید و تسری آن موجبات دگرگونی در متغیرهای اجتماعی گردید و یا در حوزه سینما اکران فیلم "مارمولک" با سناریوی هوشمندانه تلفیقی موجبات ایجاد جسارت در بخشی از لایه های اجتماعی گردید که برآیند و رد پای  آن را می توان در طغیان طرفداران گروههای خاص در انتخابات 1388 ، آشکار ملاحضه کرد ... و یا استفاده از مجریان که تا چند سال پیش همه دارای ریش و محاسن بودند و یا زنان که بدون آرایش بودند در حالیکه امروزه تا حدی برعکس آن دیده می شود ... ؛ در مصداق عینی دیگر و در گیرودار انتخابات ریاست جمهوری اخیر ؛ برنامه سازی های شبکه خبری  "B.B.C فارسی"  موجب آن گردید که خبر 21 شبکه اول سیما که مهمترین شبکه خبری تلویزیون می باشد، تغییرات اساسی در دکوراسیون، آهنگ تیتراژ و حتی فرمهای بسته بندی شده خبری بوجود آورد ... تمامی این تاثیر و تاثرات در حوزه ارتباطات بصورت زیرپوستی، دگرگونیهای خاصی را در سطح اجتماع بوجود آورد و گستردگی این تغییرات تا بدانجا امتداد یافت که امروزه دیگر کسی به پشت بامها جهت برچیدن دیش های ماهواره حمله نمی کند و "بدحجابی" دائماً در حال گسترش می باشد که بسیاری از نیروهای ارزشی را متعجب ساخته استļ و یا آنقدر خواننده پاپ و دیگر سبکها در ایران افزون یافته که صدای خوانندگان آنسوی آب را نیز بلند نموده است ... ؛ و یا بده - بستان های شبکه های خبری داخلی و شبکه فارسی زبان BBC و VOA در هنگامه انتخابات اخیر ریاست جمهوری که خواسته یا ناخواسته موجبات گرم تر شدن تنور انتخابات ریاست جمهوری اخیر گردیده ... و یا اگر بخواهیم بنوعی دیگر وارد حوزه ارتباطات سیاسی گردیم ؛ پخش آگهی های "برندهای معتبر جهانی" بود که سالیان سال در رسانه ملی ممنوع بود ولی با پخش این آگهی ها از شبکه های فارسی زبان فرامرزی و نیز تغییرات آشکار و پنهان در لایه های سیاسی کشور، رسانه ملی نیز پس از سی سال ناگزیر به پخش این نوع آگهی ها تن در داد و بر همگان بویژه اصحاب علوم سیاسی و متفکران علوم اجتماعی کاملاً آشکار است که ورود برندهای معتبر جهانی که معمولاً در زمره شرکتهای چند ملیتی می باشند" multinational companies" ، چه تغییرات آشکاری در لایه های اجتماعی و حیطه های فرهنگی ایجاد می نماید.

حال با تمامی این چکیده و افشره از دنیایی مباحث و مثالها که به جهت ساختار مقاله بودن این نوشتار، از درج آن خودداری گردید، ما را با سوالها زیادی مواجه می سازدکه برای هر اندیشمندی می تواند پاسخ هایی متناسب با جهان بینی خویش داشته باشد ؛ از جهت مثال، سوالهایی همچون:

 1- تمامی این تاثیر و تاثرات دنیای رسانه های داخلی و خارجی فارسی زبان، از مرکزیتی خاص نشاٌت می گیرد؟

2- این تاثیر و تاثرات دنیای رسانه ها، هیچگاه بدون موافقت لایه هایی از قدرت سیاسی، امکانپذیر نمی باشد ؛

3- و یا برعکس، این تاثیر و تاثیرات به جهت فشار افکار عمومی و تغییرات پر شتاب عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در حوزه: داخلی و فرامرزی ؛ کاملاً طبیعی و اجتناب ناپذیر بوده است و سوالهای بیشمار دیگر ؛ که البته پاسخ این سوالها به خود خوانندگان فرهیخته و ژرف اندیش سپرده می شود ولی آنچه ناگفته پیداست، این رسانه ها خواسته یا ناخواسته و خواه یا ناخواه در مسیرهایی گام نهاده اند که بخشی از لایه سیاسی در حکومت بدان نیاز مبرم داشته است ولی آنچه در حیطه عمل کاملاً مشهود می باشد، یک سیر قهقرایی در سبک زندگی و مظاهر متجلی آن به سمت سبک زندگی در دوران قبل از انقلاب می باشد که بسیاری از شاخصه های آن کاملاً بارز گردیده است همانند : حضور زنان در عرصه های وسیع اجتماعی حتی در ورزشگاهها ؛ اپیدمی شدن بد حجابی، خروج از مظاهرزیبا شناسی حاکم در سه دهه اخیر انقلاب اسلامی از سوی لایه هایی از طبقات اجتماعی ؛ تاکید بسیاری بر تظاهرات و مناسبتهای شادی آفرین، به رخ کشیدن مکرر مجد گذشته ایران و بلند آوازه ساختن کوروش و داریوش کبیر، ایجاد فضای لاتاری و قرعه کشی در رسانه ملی، کم رنگ شدن سانسور در پخش فیلمهای داخلی و خارجی، تاکیدات بسیار بر ایرانیت و امپراطوری های ایران باستان ... ؛ همه و همه این مهم را جلوه گر می سازد که خواسته یا ناخواسته به سمت احیای فضای اجتماعی قبل از انقلاب پیش می رویم.

بدین سان آنچه مهم بنظر می رسد، این نکته می باشد که آیا گام نهادن در این مسیر کاملاً طبیعی و خود بخوبی بوده و یا اینکه با طراحی صورت پذیرفته و مهمتر از آن، اینکه اساساً این سیر یا تحول خوب یا بد است که همه آن به خود خوانندگان سپرده می شود ولی آنچه نزد نگارنده این سطور بسیار پر اهمیت است، این نکته نیست که آیا رسانه ها خود موجد و یا طلیعه دار این تغییرات بوده اند و یا بر اساس نسخه های سفارشی عمل نموده اند بلکه اثبات این نکته می باشد که ؛ دنیای رسانه ها بمثابه ابزاری قدرتمند در این تغییرات پر شتاپ بوده و سبکی را فرا روی زندگی اجتماعی بنا نهاده اند که از آن می توان به "سبک بازگشت به عقب" نام برد.

 

 

دکتر حمید قیدی

hamid_gheidi@yahoo.com

Bookmark and Share عضويت در کانال رسمي ريال نيوز در تلگرام بانک ملت پوشاک آرنا

نظرات بينندگان

نظر شما

نام و نام خانوادگي :
پست الکترونيکي :
نظر :
كد امنيتي :  
 

عناوین اخبار
خبرهای پربازدید