يكشنبه 2 مهر 1396  
تاریخ انتشار: دوشنبه 9 فروردين 1395
  تعداد بازدید: 754

ریال نیوز : دوران هشت ساله جنگ تحمیلی نمادی از حماسه بزرگ عاشورای حسینی(ع) است که روح جهاد و شهادت طلبی را در کالبد جامعه ایرانی به منحصه ظهور رساند. یادآوری دلاوری­ها، ایثارگری­ها، فداکاری­ها و رشادت­های مردان مرد این مرز و بوم، برگی کوچک از تاریخ زرین هشت ساله دفاع مقدس خواهد بود که بازگوکننده مجد و عظمت و غرور ملی کشور عزیزمان ایران اسلامی می‌باشد.


به گزارش ریال نیوز ،دوران هشت ساله جنگ تحمیلی نمادی از حماسه بزرگ عاشورای حسینی(ع) است که روح جهاد و شهادت طلبی را در کالبد جامعه ایرانی به منحصه ظهور رساند. یادآوری دلاوری­ها، ایثارگری­ها، فداکاری­ها و رشادت­های مردان مرد این مرز و بوم، برگی کوچک از تاریخ زرین هشت ساله دفاع مقدس خواهد بود که بازگوکننده مجد و عظمت و غرور ملی کشور عزیزمان ایران اسلامی می‌باشد.

 سیاست مداران وابسته به بلوک شرق و غرب، چنین محاسبه کرده بودند که اگر همه دست به دست هم دهند کشوری را که تازه از چنگال استکبار نجات یافته را می‌توانند غریبانه به مسلخ برده و با استفاده از ابزار رسانه‌ای به گونه‌ای برای جهان این واقعه را به تصویر بکشند که جای ظالم و مظلوم تغییر کرده و این جنگ نابرابر به شیوه­ی ماهرانه‌ای توجیه گردد.

در سال 1328 در خطه سرسبز شمال و در روستای"بصل کوه" شهرستان رامسر، پسری چشم به جهان گشود که با توجه به علاقه خانواده به حضرت سیدالشهدا(ع) نام او را حسین گذاشتند. و شاید آن روز خانواده او  نمی­دانستند که این پسر قرار است تمام هستی خود را در راه دفاع از کیان مملکتش تقدیم نموده و پا جای اسطوره ملی ایران آرش کمانگیر و همچنین میرزاکوچک خان جنگلی گذاشته و با ایثار، فداکاری و دلیری نامی نیک دیگری از مردان مازندران در قلب تاریخ برجای بگذارد.

وضعیت مالی خانواده در حد متوسط ولی از نظر معنوی بسیار غنی بود. پدر خانواده که خود مقید به انجام فرایض دینی بود خانواده را نیز به سمت و سوی آن متمایل کرده بود. مادر نیز ضمن پرورش کودکان با همان اخلاق مهربان راه همسرش را ادامه می‌داد. حسین در این خانواده رشد کرد و با گذر دوران کودکی برای کسب علم و دانش وارد مدرسه شد. علاقه زیادش به فراگیری درس باعث شده بود تا در همان سالهای ابتدایی تحصیل جزء شاگردان ممتاز مدرسه باشد. پس از گذراندن دوران تحصیلی ابتدایی و دبیرستان در سال 1349 لباس مقدس سربازی به تن نمود و وارد نظام شد.

در آن دوران نیز خود را مقید به انجام فرایض دینی می‌دانست. به هم دوره‌ای‌ها می‌گفت «نامم حسین است و باید حرمت این نام حفظ شود». پس از پایان دوران خدمت سربازی در نیروی هوایی با توجه علاقه‌اش به پرواز در سال 1351وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و دوره‌های مقدماتی را با کسب امتیازات بالا به پایان رساند. اکنون باید برای طی دوره‌های تکمیلی به خارج از کشور سفر می‌کرد. حس عجیبی داشت. یک حس، حس خوشحالی بود چون که می‌توانست علوم و فنون پروازی را بیاموزد و یک حس، حس بدی بود چون که باید در کشوری آموزش می‌دید که فرهنگش با اسلام در تضاد بود. می‌ترسید که در کسب علم دینش در خطر بیفتد. با چند نفر که اهل دین و دیانت بودند مشورت کرد. همه نظرشان این بود که برو و توکل به خدا کن. واجباتت را انجام بده و از محرمات دوری کن. این هم یک امتحان الهی است اگر از آن سربلند بیرون بیایی در دنیا و آخرت سربلندی. با این افکار بود که خود را آماده سفر کرد.

از آنجایی که حسین همیشه به فکر ضعفا و تهی دستان بود قبل از اعزام به دوره خارج از کشور، حسین به دیدار خانواده رفت و به مادرش وکالت داد که: "مادر تمام حقوق ماهیانه‌ام را براى نیازمندان هزینه کن"

در طی دوره خارج از کشور استعداد خیره کننده او در یادگیری و در پی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را تمامی اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند. در ضمن حسین دوره شلیک موشک ماوریک (تلویزیونی) که یک موشک تاکتیکی هوا به سطح هدایت شونده است، را با موفقیت طی نمود. سخت بود هم درس خواندن و هم تذهیب نفس، اما توکل بر خدا همه چیز را آسان می‌کرد. سرانجام دوره خلبانی حسین با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف- 4 به پایان رسید و جهت خدمت به ایران بازگشته و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستوان دومی مشغول به خدمت می‌شود.

درون نیروی هوایی زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد. حرف از آزادی و آزادگی است. می‌گویند که باید از اسارت طاغوت رها شد. کم کم زمزمه‌ها به فریاد تبدیل شد و هم صدای با ملت سرود آزادی از حنجره کارکنان نیروی هوایی به گوش همگان رسید. حسین نیز در این همخوانی شرکت داشت و بارها تحت تعقیب بود.

پیروزی بزرگ رخ داد و ملت آزاد شد. هنوز ملت طعم شیرین آزادی را نچشیده بود که حمله سراسری به ایران آغاز شد. دیگر باید حسین و همرزمانش زکات علم خود را می‌پرداختند. در 31 شهريور سال 1359، نيروي هوايي رژیم بعثی عراق با حمله همه جانبه به پايگاه‌هاي هوايي ايران، جنگ را آغاز نمود. بلافاصله بعد از حمله نیروهای بعثی صدام، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دو عملیات را در کمتر از دو ساعت از حمله اولیه بعثی‌ها با رمز عملیات البرز و هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره به مورد اجرا گذاشت.

 چهار فروند فانتوم اف-4 به خلبانی شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری مکرم، شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی، شهید سرلشکر خلبان داوود اکردای، شهید سرگرد خلبان حسن طالب مهر و تعدادی دیگر از تیزپروزان نیروی هوایی به پرواز در آمده و عملیات با انهدام اهداف تعیین شده به پایان می‌رسد.

عملیات کمان-99

در روز یکم مهر ماه سال 1359 عملیات گسترده‌ای از سوی نیروی هوایی با نام کمان -99 آغاز می‌شود که طی آن 200 فروند هواپیما به پرواز در می‌آیند و 140 فروند از مرز عبور کرده و به عراق حمله می‌کنند.

در این عملیات باز هم حسین نقش عمده‌ای دارد. او از پایگاه ششم شکاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یک دسته هشت فروندی به پایگاه « الرشید» و « المثنی» را در قلب بغداد حمله می‌کند.

حماسه ماندگار هفت آذر 59 ( عملیات مروارید)

نیروی دریایی رژیم بعث عراق که بارها برای کشتی‌ها مختلف ایرانی و حتی هواپیماهای ایران دردسر ساز شده بود مقامات جمهوری اسلامی را بر این فکر وا داشت که در یک حرکت بزرگ کار نیروی دریایی عراق را یک سره نموده و حاکمیت دریایی خود را به اثبات برساند. نیروی دریایی عراق نیز با در نظر گرفتن محاصره آبادان، تلاش می­کرد که از جنوب هم این محاصره را کامل کند.

با این شرایط بود که طرح حمله به اسکله‌های البکر و الامیه و انهدام ناوگان‌های دریایی عراق برنامه ریزی شد. نیروی هوایی مأموریت پیدا کرد که نیروی دریایی را پشتیبانی کرده و با هر نوع حرکتی در دریا و هوا مقابله کند. طبق هماهنگی‌های به عمل آمده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مقرر شد در روز هفتم آذر ماه سال 59، نیروی دریایی با پشتیبانی نیروی هوایی به دو اسکله البکر و الامیه حمله کند. پایگاه هوایی بوشهر از جمله پایگاه‌های درگیر در این عملیات بود.

حسین که مهارت خاصی در شلیک موشک‌های ماوریک داشت با تجهیز هواپیمای خود به همراه دیگر خلبانان در این عملیات شرکت نمود.

موشک مأوریک بسیار موشک گران قیمتی بود. آن موقع(سال 59) هشتاد هزار دلار خریداری شده بود. خلبان که روی هدف قفل می­کرد، بدون استثناء هدف را منهدم می­کرد. یعنی هر موشک قادر بود یک ناوچه را غرق کند و همان‌طور هم شد.

روز عملیات فرا رسید و حسین به همراه تعدادی دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی در دل آسمان جای می‌گیرند. حسین با مانورهای دیدنی، خود را در بهترین موقعیت‌ها قرار می‌دهد و یکی پس از دیگری ناوچه‌های اوزای عراقی را غرق می‌کند.

این جاست که حسین کاری می‌کند که تا مدت‌ها حتی بعد از شهادتش افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندام شان می‌افتاد.

شهید سرلشکر خلبان یاسینی در این خصوص این گونه نقل می‌کند:

در قسمتی از این عملیات چند فروند از ناوچه‌های اوزای عراقی از ترس شکارنشدن توسط خلبانان شجاع نیروی هوایی در کنار کشتی‌های تجاری پنهان شده بودند که خلبانان ما متوجه آنها می‌شوند. با هماهنگی انجام شده توسط خلبانان قرار شد یک سری از طرف خاک کویت و یک سری هم از دهانه فاو و خور عبدالله جلوی ناوچه‌های اوزا را منهدم کنند. درحالی که مشغول بررسی موضوع بودیم، خلبان کابین عقب، من را متوجه ناوچه اوزای عراق کرد که به آرامی از بغل یک کشتی تجاری جدا شده و به سمت دهانه خور درحال حرکت بود. به طرفش شیرجه می‌رفتم که ناوچه اوزا متوجه حضور من شد و بلافاصله خود را به کشتی بازرگانی رساند. در همین حین شهید خلتعبری فریاد زد:

- رضا ناوچه را در رادار دارم و آماده شلیک موشک به آن هستم.

که در جوابش گفتم:

- دقت کن طوری بزنی که آسیبی به کشتی تجاری وارد نشود. زیرا ممکن است بهانه دست سایر کشورها بیفتد و بگویند که ایران کشتی‌های تجاری را در خلیج فارس هدف قرار می‌دهد.

شهید خلعتبری اطمینان داد که ناوچه را طوری بزند که هیچ آسیبی به کشتی تجاری نرسد و سپس با یک فروند موشک ماوریک، چنان دماغه ناوچه را زد که چندین متر آن را از کشتی تجاری جدا کرد و آن را به قعر آب‌های خلیج فارس فرستاد."

حسین به همراه دیگر خلبانان شرکت کننده در این عملیات توانستند ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع کن، ناو نیرو بر و چندین اژدر افکن را هدف قرار دهند و نیروی دریایی عراق را منهدم کنند. بعد از این عملیات بود که به او لقب "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزا را دادند.

حمله به اچ- 3 و حضور پر رنگ شهیدخلعتبری:

در اواخر سال 1359 با توجه به این که عراق تمامی هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیکی مرز اردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد که این پایگاه ها را به هر طریق ممکن هدف قرار دهد.

طرح اولیه آماده می‌شود و تعدادی از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات انتخاب می‌شوند و دلیل آن این بود که اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند که خود هدف را پیدا و آن را منهدم کنند.

با توجه به مهارت و تخصص بالایس حسین در هدایت هواپیمای اف-4 او نیز در این عملیات پیچیده و مهم هوایی حضوری فعال و نقش آفرین داشت.

حضور مقتدرانه در دادگاه لاهه:

شهید خلعتبری افسری نکته­بین و باهوش بود. مدتی از جنگ گذشته بود که خلتعبری برای دفاع از حقوق ایران که درگیر جنگی ناخواسته شده بود، به عنوان نماینده ویژه ایران در دادگاه بین‌المللی لاهه حضور می‌یابد تا در برابر دولتمردان غربى و عربى، از حقوق کشور عزیزمان دفاع کند و در این امر خطیر با ابتکار عملى که در آن جا بروز داد، حقانیت ایران را در جنگ ثابت کرد.

در دادگاه بین المللی لاهه  به‌عنوان نماینده  نظامی ایران حضور داشت. قاضی دادگاه به سمت ایشان با خودکاری که در دست داشت به حالت شماتت اشاره می­کند و می­گوید: شما متجاوزید، که ایشان به حالت خشم  و به‌طور ناگهانی خودکار قاضی را از دست او می­گیرد. در مقابل اعتراض قاضی که گفت چرا خودکارم را از دستم گرفتی، شهید خلعتبری می­گوید: این خودکار ممکن است که ارزش مادی آن ناچیز باشد. وقتی من آن را از شما گرفتم شما را عصبانی کرد و از آن نگذشتی و در مقابل زور از خودت دفاع کردی! چطور ما از کشور و ناموسمان در مقابل تجاوز بگذریم و از خودمان دفاع نکنیم ! قاضی لحظه­ای مکث کرد و در برابر منطق و کار اصولی شهید خلعتبری سرتعظیم فرو آورد و گفت: حق با شماست.

با وجود این که مدت ماموریت او در دادگاه لاهه 2 ماه بود، به همه وعده‌ها و وسوسه‌هاى سران کشورهاى آمریکا و انگلیس پشت پا زد و ادامه امور را به کاردار ایران در سوئیس سپرد و پس از 15 روز به کشور بازگشت و در پاسخ به این سوال که چرا تا پایان ماموریت در آن جا نمانده، گفت:

«نمی­توانم شب‌ها و روزها را در سوئیس با آرامش طى کنم در حالی که جنگنده‌هاى دشمن آرامش را از هموطنانم گرفته‌اند».

پرواز تا خدا

تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین هوس سفری دیگر را در سر دارد. او در پایگاه می‌ماند و به زادگاهش نمی‌رود. در جواب دوستانش هم که می‌گویند چرا به دیدن خانواده نمی‌روی؟ می‌گوید:

- در این شرایط بحرانی مردم هر لحظه به کمک ما نیاز دارند. وجدانم اجازه نمی‌دهد که این مردم را تنها بگذارم.

اولین روز عید سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده به عنوان شیفت آلرت پایگاه سوم شکاری همدان هستند. ناگهان صدای آژیر بلند می‌شود و در پایگاه اعلام اسکرامبل (حالت آماده باش) می‌شود.

حسین خلعتبری مکرم به همراه کمک خود ستوان "عیسی محمدزاده" با یک فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز سلیمان 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز در می‌آید. در کردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یک فروند میگ 25 عراقی درگیر می‌شود. یکی از میگ‌های 23 را مورد هدف قرار می‌دهد که پس از برخورد موشک، میگ منهدم می‌شود. در همین حین از ایستگاه‌های رادر زمینی مرزی به اطلاع خلعتبری می‌رسانند که یک فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنها می‌باشد. در این نبرد که حتی تعقیب و گریز آن نابرابر می‌باشد، میگ 25 اقدام به شلیک یک تیر موشک می‌کند موشک با فانتوم برخورد می‌کند. ستوان محمد زاده موفق می‌شود اجکت کند و از هواپیما جدا شود. ولی سرلشکر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجکت پیدا نمی‌کند و بدین شکل قهرمان جنگ‌های دریایی شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری  که سیره­اش حسینی بود روح بلند او به عرش برین پرواز کرد و پیکر بدون سرش را همچون مقتدایش حسین­ابن­علی به عنوان سند افتخاری تقدیم ملت همیشه بیدار و امام شهیدان نمود.

پیکر مطهرش طبق وصیت خودش در قله میرزا کوچک خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاک سپرده می‌شود تا آن گونه که خود می‌خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی‌مان باشد.

 

 

 

فرازی از وصیت نامه

«... در ولایت خودمان «شیرود» کوهی است که می‌گویند «میرزا کوچک خان» در آن جا علیه روسیه می‌جنگیده است. اگر افتخار شهادت پیدا کردم، آن چه از من باقی ماند حتی اگر ذره‌ای از گوشت بدنم باشد، را در کنار قله آن کوه دفن کنید تا روح من هم پاسدار این مرز و بوم باشد.

- تا مادامی که نیروهای دشمن در خاک کشور من هستند استراحت و گوشه‌نشینی را بر خود حرام می‌دانم اگر ذره‌ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می‌شویم و مرگ در این راه را افتخار می‌دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه‌ای داشتم، حتماً به این مردم خوب تقدیم می‌کردم».

روحش شاد و یادش جاودانه و راهش پرهرو باد.

 

ارتش جمهوری اسلامی ایران

سازمان حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس

تهیه و تنظیم:سرهنگ ستاد قاسم اکبری مقدم

 

 

Bookmark and Share عضويت در کانال رسمي ريال نيوز در تلگرام بانک ملت پوشاک آرنا

نظرات بينندگان

نظر شما

نام و نام خانوادگي :
پست الکترونيکي :
نظر :
كد امنيتي :  
 

عناوین اخبار
خبرهای پربازدید