ریال نیوز : جنگ پیش از شلیک آغاز میشود؛ وقتی اقتصاد زودتر از سیاست خبر میدهد .
فارغ از فضای رسانهای که در حوزه بین الملل توسط ایالات متحده که بر طبل جنگ میکوبند و یا حتی مهلت ۱۰ روزه ترامپ در خصوص مذاکرات
و حمایت رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی،باید به حواشی دقت کرد که گاهی از متن مهمتر و دقیقتر جلوه مینمایند.
در آستانه هر جنگی، پیش از آنکه بیانیهای صادر یا موشکی شلیک شود، یک چیز زودتر از همه حقیقت را افشا میکند:((( اقتصاد.)))
اما اقتصاد یکپارچه واکنش نشان نمیدهد. برخی بخشها زودتر میفهمند، برخی دیرتر واکنش میدهند و برخی فقط آنچه را که قبلاً رخ داده، بازتاب میکنند. پرسش کلیدی این است:
جنگ از کدام بازار زودتر لو میرود؟
پاسخ کوتاه و دقیق این است:
ارز، سپس بانک، بعد نفت و در نهایت بورس.
نخستین جایی که بوی جنگ را میفهمد، بازار ارز است.
نه به این دلیل که تحلیلگرانش باهوشترند، بلکه چون سرمایه ترسوست. ارز نه صبر میکند، نه شعار میفهمد و نه منتظر توضیح رسمی میماند. جهش ناگهانی و ناپیوسته نرخ ارز، افزایش فاصله نرخها، خشکی بازار حواله و توقف جریانهای معمول، همه نشانههایی هستند که میگویند «ریسک» از سطح تهدید لفظی عبور کرده و وارد محاسبات واقعی شده است. وقتی بازار ارز از ترس به فاز گریز میرود، یعنی جنگ اگر هنوز رخ نداده در ذهن بازیگران اقتصادی آغاز شده است.
پس از ارز، نوبت شبکه بانکی است؛ جایی که اقتصاد تصمیم میگیرد نفسش را حبس کند. بانکها معمولاً زودتر از سیاستمداران به جمعبندی میرسند. سختگیری ناگهانی در گشایش اعتبار، تعویق در نقلوانتقالات، توقف تسهیلات بلندمدت و افزایش رفتارهای محافظهکارانه، همگی نشانه ورود سیستم به وضعیت «دفاعی» هستند. این تصمیمها رسانهای نمیشوند، اما اثرشان عمیق است. وقتی بانکها ریسک را نمیپذیرند، یعنی سناریوی بحران روی میز است، نه در حاشیه. در این زمان نقش مدیریت بانک مرکزی بسیار حائز اهمیت است با توجه به قانون بانک مرکزی سیاستهای انقباضی نه تنها به کنترل این تنش کمک نمیکند بلکه بدان شدت میبخشد.
سومین آینه، نفت و انرژی است؛ اما نه آنگونه که در تیترها میآید. افزایش قیمت نفت الزاماً نشانه جنگ نیست. آنچه مهمتر است، هزینه فروش نفت است، نه خود قیمت. افزایش نرخ بیمه کشتیها، احتیاط خریداران آسیایی، درخواست تخفیفهای غیرعادی و اختلال در حملونقل، همه پیش از شلیک گلوله رخ میدهند. نفت زود حرف میزند، اما آرام؛ و اگر شنیده نشود، بعداً فریاد میکشد.
و در نهایت بورس؛ بازاری که معمولاً دیر میفهمد، اما سنگین واکنش میدهد. بورس پیشبینیکننده جنگ نیست، بازتابدهنده آن است. خروج پول هوشمند، افت صنایع بانکی، حملونقل و بیمه پیش از سایر بخشها، نشانههایی هستند که میگویند تصمیمات بالادستی گرفته شدهاند. ریزش یا رشد بورس نه علت است و نه هشدار اولیه؛ نتیجه است.
در پایان روشن شد:
اگر ارز جهش کرد، بانکها قفل می شوند و لاجرم نفت سختتر فروخته خواهدشد، بالاخره بدون شلیک هیچ گلولهای، اقتصاد وارد فاز جنگی می شود.
در چنین شرایطی، انکار تهدید یا دلخوش کردن به بیانیهها، نه تحلیل است و نه سیاست؛ فقط تأخیر در فهم واقعیت است.
جنگها همیشه با توپ و تانک آغاز نمیشوند. بسیاری از آنها اول در ارز شروع میشوند، در بانک تثبیت میشوند، در نفت هزینهدار میشوند
و در بورس هضم میشوند.
لازم است ، بانک مرکزی با نگاه جامع و مانع تحولات دنیا را ارزیابی و تصمیمات و سیاستهای مناسب برای مهار فشار اقتصادی بر جامعه را اتخاذ کند.
والسلام
✍️نویسنده : علی علیزاده