ریال نیوز : مردم مبعوث نه تماشاگر منفعل تحولات هستند و نه ابزارِ دستِ جریانهای جناحی یا قربانیِ بیتقواییهای رسانهای. برای این مردم، انتظار ظهور منجی، صرفاً یک شعار یا احساس عاطفی نیست؛ بلکه یک «تمرین مستمر برای ارتقای کیفیت ذهنی» است.
⬅️ چه باید کرد؟
ایران امروز در یکی از حساسترین «پیچهای تاریخی» خود ایستاده است؛ مقطعی که در آن سرنوشت کلان کشور با تحولات منطقهای و جهانی گره خورده است. در چنین شرایط غبارآلودی که روایتها، خبرها، تحلیلها و شایعات درهمتنیدهاند، فهم واقعیت نیازمند بیش از آن که به «اطلاعات» وابسته باشد، به «کیفیت ذهنی» کنشگران نیازمند است. در این میان، نوعی نگاه آخرالزمانی به تحولات جاری غلبه دارد که اگر با «عقلانیت» و «تقوای سیاسی» همراه نشود، میتواند جامعه را به ورطه شتابزدگی و هیجانهای زودگذر بکشاند.
اما «مردم مبعوث» یعنی جامعهای که رسالت تاریخی خود را درک کرده است در این میانه چه نقشی دارد؟ مردم مبعوث نه تماشاگر منفعل تحولات هستند و نه ابزارِ دستِ جریانهای جناحی یا قربانیِ بیتقواییهای رسانهای. برای این مردم، انتظار ظهور منجی، صرفاً یک شعار یا احساس عاطفی نیست؛ بلکه یک «تمرین مستمر برای ارتقای کیفیت ذهنی» است. آنها میدانند که آمادگی برای ظهور، پیش از آنکه در میدانهای بیرونی رخ دهد، در ساحتِ «عقل»، «زبان» و «اراده» عمومی شکل میگیرد. منتظرِ واقعی، کسی است که در غبار فتنهها، نظمِ فکری خود را از دست نمیدهد و اسیرِ تحلیلهای سطحی و گروهی نمیشود.
در این پیچ تاریخی، مواجهه با مسائل کلان از جنگ و توافق گرفته تا مذاکره و تقابل نیازمند «انضباط معرفتی» است. جامعه باید میان «متن رسمی و سند»، «تحلیلِ کارشناسی» و «شایعه» تمایز قائل شود. خطای بزرگ آن است که تحلیل مسائل ملی به میدان تسویهحسابهای صنفی یا گروهی تبدیل شود. مردم مبعوث، کنشگرانی هستند که به جای اتهامزنی و برچسبزنی، به «نظارت فعال» و «مطالبهگری قانونمند» روی میآورند. آنها میپرسند: چه چیزی قطعی است؟ مسئولیت هر تصمیم بر عهده کیست؟ و چگونه میتوان با حفظ خطوط قرمز، منافع ملی را تأمین کرد؟
تجربههای تاریخی، بهویژه در سیره پیشوایان دینی، به ما میآموزد که تصمیمگیری در شرایط منازعه، همیشه میان «گزینه مطلوب» و «گزینه ممکن» در نوسان است. مدیریت بحران گاه اقتضا میکند که نه در دام خوشبینی سادهلوحانه بیفتیم و نه در گرداب بدبینیِ فلجکننده غرق شویم. این فهمِ دقیق، همان «بصیرت» است که از بیتقواییِ کلامی جلوگیری میکند. در ساحتِ مردم مبعوث، تقوا فقط در عبادت خلاصه نمیشود؛ تقوا در تحلیل سیاسی، در بازنشر خبر، در انصاف نسبت به مخالف و در پرهیز از هیجانزدگی تعریف میشود.
بنابراین، رسالت اصلی در این دوران، تربیت یک جامعه «ناظر و مطالبهگر» است؛ جامعهای که به دلیل برخورداری از آگاهی و کیفیتِ ذهنی بالا، نه فریب روایتهای یکسویه دشمن را میخورد و نه دچارِ دوقطبیهای ساختگی داخلی میشود. میدان اصلی در این پیچ تاریخی، سیاستبازی نیست؛ بلکه میدانِ ساختنِ «انسانِ آگاه» و «جامعهی خردمند» است.
در نهایت، ایرانِ امروز نیازمند آن است که در میان انبوهِ روایتهای متعارض، با ارادهای پولادین و چشمی بینا، مسیر خود را بر مدارِ عقلانیت و آرمانخواهیِ مسئولانه تنظیم کند. مردم مبعوث، پاسدارانِ این حقیقتاند؛ آنها که با زبانی پاک، اندیشهای منضبط و قلبی متقی، نه تنها از مسیرِ حفظ منافع ملی صیانت میکنند، بلکه با هر گامِ خردمندانه خود، زمینهسازِ آن کیفیت ذهنی میشوند که پیششرطِ تمدنسازی و نصرت حقیقت در عصر انتظار است.
✍نویسنده : علی علیزاده