ریال نیوز : کودک امروز ممکن است در یک لحظه از یک محتوای مناسب آموزشی استفاده کند و چند دقیقه بعد، بدون اطلاع والدین، با محتوایی کاملاً نامتناسب با سن خود مواجه شود.
به گزارش ریال نیوز ، کودک و نوجوان امروز با نسلی که چند دهه قبل پای تلویزیون مینشست، تفاوت جدی دارد. حجم دسترسی به رسانه، تنوع محتوا و سرعت مواجهه با اطلاعات بهقدری افزایش یافته که دیگر نمیتوان با معیارهای قدیمی درباره میزان دسترسی و مناسببودن محتوای رسانهای برای کودکان تصمیم گرفت.
یکی از موضوعاتی که نیازمند بازنگری جدی است، ردهبندی سنی برنامههای تلویزیونی، فیلمها و انیمیشنهاست.
ردهبندی سنی نباید صرفاً به یک عدد روی صفحه محدود شود؛ بلکه باید متناسب با تغییرات نسلی، شرایط فرهنگی و اجتماعی، محیط زندگی کودک، میزان دسترسی او به رسانه و مرحله رشد فکری و عاطفی وی تعیین شود.
کودکی که امروز همزمان به تلویزیون، شبکه نمایش خانگی، تلفن همراه، اینترنت، شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای و انواع پلتفرمهای بینالمللی دسترسی دارد، با کودکی که تنها مخاطب چند شبکه تلویزیونی بود، شرایط یکسانی ندارد.
بنابراین لازم است نظام ردهبندی سنی، پویا و متناسب با واقعیتهای جدید زندگی کودکان و نوجوانان باشد.
امنیت کودک فقط با محدودیت دسترسی تأمین نمیشود
موضوع مهم دیگر، امنیت کودکان و نوجوانان در فضای رسانهای و دیجیتال است.
در سالهای اخیر، بسیاری از کشورها موضوع حفاظت از کودکان در فضای آنلاین، حریم خصوصی آنان و تعیین حدود دسترسی به برخی خدمات و پلتفرمها را جدیتر دنبال کردهاند. این تجربهها نشان میدهد که سیاستگذاری رسانهای برای کودکان دیگر صرفاً به انتخاب برنامه تلویزیونی محدود نیست.
کودک امروز ممکن است در یک لحظه از یک محتوای مناسب آموزشی استفاده کند و چند دقیقه بعد، بدون اطلاع والدین، با محتوایی کاملاً نامتناسب با سن خود مواجه شود.
از همین رو باید پرسید: چه محتوایی، برای چه سنی، با چه میزان دسترسی و با چه سطحی از حفاظت باید در اختیار کودک قرار گیرد؟
حریم خصوصی، اطلاعات شخصی، ارتباط با افراد ناشناس، تبلیغات هدفمند، تصاویر و محتوای نامناسب و امکان سوءاستفاده از اطلاعات کودکان، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را صرفاً به خانواده واگذار کرد.
خانواده، رسانه، پلتفرم، تولیدکننده محتوا و نهادهای تنظیمگر، همگی در قبال امنیت کودک مسئولیت دارند.
دوبله؛ ترجمه کلمات یا بازآفرینی فرهنگ؟
اما در این میان، یک حلقه مهم دیگر نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: دوبله آثار رسانهای.
بخش قابل توجهی از فیلمها و انیمیشنهایی که کودکان و نوجوانان ما تماشا میکنند، دوبله شدهاند. اما دوبله فقط ترجمه واژهها نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، نوعی بازآفرینی فرهنگی است.
شوخیها، کنایهها، نوع خطاب کردن شخصیتها، روابط میان آنها، ادبیات مورد استفاده و حتی نحوه نمایش روابط خانوادگی و اجتماعی، همه در فرآیند دوبله به مخاطب منتقل میشوند.
گاهی یک شوخی یا اصطلاح در فرهنگ مبدأ معنای خاصی دارد، اما وقتی بدون توجه به فرهنگ و ویژگیهای مخاطب ایرانی ترجمه یا بازآفرینی میشود، میتواند معنایی متفاوت و حتی نامتناسب برای کودک ایجاد کند.
از سوی دیگر، نباید اجازه داد صرفاً با هدف جذابتر شدن یا فروش بیشتر یک اثر، در فرآیند دوبله از هر نوع ادبیات، شوخی یا مفهومسازی استفاده شود.
این موضوع به معنای سانسور یا حذف بیضابطه محتوا نیست؛ بلکه سخن از استاندارد حرفهای برای بومیسازی محتوای کودک و نوجوان است.
ضروری است در کنار مترجم و دوبلور، نگاه کارشناسان حوزه کودک، فرهنگ، زبان و رسانه نیز در تولید محتوای دوبلهشده مورد توجه قرار گیرد.
رسانه کودک، بازار نیست؛ مسئولیت اجتماعی است
امروز دیگر نمیتوان کودک را صرفاً یک «مخاطب» یا «مصرفکننده رسانه» دانست. کودک، مخاطبی در حال شکلگیری است؛ مخاطبی که زبان، رفتار، الگوهای ارتباطی و بخشی از نگرش خود را از رسانه میآموزد.
به همین دلیل، سیاستگذاری در حوزه کودک و رسانه باید سه موضوع را همزمان ببیند:
ردهبندی سنی متناسب با نسل جدید، امنیت و حریم خصوصی کودک و استاندارد فرهنگی و حرفهای تولید و دوبله محتوا.
اگر قرار است از حقوق کودکان در فضای رسانهای دفاع کنیم، باید از نگاه سنتی و تکبعدی فاصله بگیریم.
کودک امروز نه فقط به تلویزیون، بلکه به جهانی از رسانهها دسترسی دارد؛ بنابراین حمایت از او نیز باید به همان اندازه هوشمند، بهروز، چندلایه و متناسب با واقعیتهای رسانهای امروز باشد.
مسئله فقط این نیست که کودک «چه چیزی میبیند»؛ مسئله این است که چه چیزی، با چه ترجمهای، با چه روایتی، در چه سنی و در چه محیطی به او عرضه میشود.
این همان نقطهای است که سیاستگذاری رسانهای باید از یک «محدودیت ساده» به یک نظام هوشمند حمایت از کودک و نوجوان تبدیل شود.
نویسنده : فاطمه مرادی
مدرس و پژوهشگر رسانه و روابط عمومی