آیا احتمال آغاز درگیری آمریکا و اسرائيل وجود دارد؟

ریال نیوز : بررسی آرایش امنیتی، اقتصادی و نظامی در منطقه خاورمیانه نشان می‌دهد که منازعه میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل وارد مرحله‌ای تعیین‌کننده و بازگشت‌ناپذیر شده است.

«طلوع بازدارندگی چندجبهه‌ای ایران در مواجهه با هرگونه تجاوز»
در این یادداشت می‌خواهیم به سوالات زیر پاسخ دهیم:
آیا احتمال آغاز درگیری،آمریکا و اسراییل وجود دارد؟
مختصات این رویارویی به لحاظ نحوه آغاز و سطح مخاصمه در آینده چگونه خواهد بود؟
بررسی آرایش امنیتی، اقتصادی و نظامی در منطقه خاورمیانه نشان می‌دهد که منازعه میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل وارد مرحله‌ای تعیین‌کننده و بازگشت‌ناپذیر شده است. شواهد میدانی حاکی از آن است که تجمیع حداکثری ابزارهای فشار از سوی واشنگتن و تل‌آویو، نه ناشی از ابتکار عمل، بلکه برآمده از بن‌بستی راهبردی در مدیریت جنگ‌های فرسایشی است.
۱. پازل تهاجم دشمن؛ سناریوی آغاز درگیری
محاسبات آینده‌پژوهانه نشان می‌دهد آمریکا و رژیم صهیونیستی راهبرد خود را بر یک فرآیند پنج‌مرحله‌ای متمرکز کرده‌اند:
۱. تشدید فشار اقتصادی و تحریک بازار ارز؛
۲. نبردهای شناختی جهت فعال‌سازی گسل‌های اجتماعی و ایجاد بحران‌های داخلی (مشابه حوادث پاییز ۱۴۰۱ یا آبان ۹۸)؛
۳. مهندسی ناامنی در مرزهای پیرامونی(شمال‌غرب و جنوب‌شرق)؛ حتی شمال کشور
۴. ترور هدفمند و ناگهانی سران، فرماندهان و مسئولان عالی‌رتبه؛
۵. اقدام به تهاجم نظامی همه‌جانبه به‌صورت حملات دورایستا یا تلاش برای دست‌اندازی به جزایر جنوبی.
در این طرح‌ریزی، جنگ روانی، تشدید فشارهای معیشتی، نوسانات ارزی و بی‌ثبات‌سازی از درون، بستر اصلی اقدام نظامی به‌شمار می‌روند؛ چراکه استراتژیست‌های پنتاگون و تل‌آویو به‌خوبی می‌دانند آغاز یک عملیات نظامی بدون ایجاد شکاف عمیق داخلی، هزینه‌ای سهمگین و غیرقابل‌تحمل برای زیرساخت‌های نظامی و لجستیکی آنان در منطقه رقم خواهد زد.
۲. فرسایش بازدارندگی غرب و شکست پروژه‌های ائتلاف‌سازی
تلاش‌های اخیر آمریکا برای ائتلاف‌سازی منطقه‌ای نظیر «ائتلاف مکه» با مشارکت ترکیه، پاکستان و عربستان پیش از رسیدن به مرحله عملیاتی در مهار انصارالله یمن یا بازگشایی آبراه‌های حیاتی، با ناکامی مواجه شد.
در حوزه دریایی نیز آسیب‌پذیری پایگاه‌های پیرامونی، ناوگان ارتش آمریکا از جمله ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن»را دچار بحران‌های جدی پشتیبانی، استهلاک و فرسایش شدید عملیاتی کرده است. در سوی مقابل، معماری دفاعی محور مقاومت، تسلط بر سامانه‌های دوربرد و مهارت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در نبردهای نامتقارن، امکان مدیریت یک درگیری کوتاه‌مدت و پرشدت را از جبهه استکبار سلب کرده است؛ از این رو به نظر می‌رسد نبرد بعدی، نبردی فرسایشی، طولانی و احتمالاً در گستره‌ای فرامنطقه‌ای و جهانی خواهد بود.
۳. دکترین نبرد توزیع‌شده و «ضربت اول»
معماری دفاعی محور مقاومت از راهبرد «واکنش پس‌دستانه» به دکترین «پیش‌دستی عملیاتی» ارتقا یافته است. رونمایی از تسلیحات و دستاوردهای جنگی نوین ایران، شگفتانه‌هایی راهبردی است که محاسبات دشمن را بر هم زده و آنان را مرعوب خواهد ساخت. این تغییر پارادایم بر سه محور کلیدی استوار است:
-جنگ شبکه‌محور و توزیع‌شده:
اجرای الگوی «نیش هزاران زنبور» که بر اساس آن، تمامی واحدهای مقاومت در منطقه بر پایه مقصود مشترک راهبردی و بدون نیاز به فرماندهی متمرکز، مواضع حیاتی دشمن را حتی در اقصی‌نقاط جهان هدف ضربات کوبنده قرار می‌دهند.
اهرم گذرگاه‌های راهبردی:

تسلط بالفعل بر تنگه هرمز و باب‌المندب؛ جایی که هرگونه ماجراجویی نظامی یا محاصره اقتصادی، بی‌درنگ به انسداد شریان‌های انرژی و تحمیل تورم کمرشکن بر اقتصادهای غربی منجر خواهد شد.
-توسعه جبهه‌های نبرد: هم‌افزایی غیررسمی با قدرت‌های بزرگ شرقی و فعال شدن هم‌زمان کانون‌های بحران در شرق اروپا و آسیای شرقی، توان تمرکز ناتو را متلاشی خواهد کرد.
پیش‌بینی می‌شود در صورت وقوع درگیری فراگیر، دامنه جنگ در آسیای شرقی (میان چین و تایوان، و کره شمالی با کره جنوبی) و در حوزه اروپا (میان روسیه و اوکراین با پشتیبانی ناتو) گسترش یابد. همچنین برآوردها حاکی از آن است که در جنگ آینده که نبردی وجودی برای قدرت‌ها خواهد بودطرف‌های درگیر از سیاست «ابهام هسته‌ای» خارج خواهند شد (والله اعلم).
افق پیش‌رو در ماه‌های آتی
تصمیم‌گیری برای ایجاد منازعه‌ای جدید، طرح و برنامه دقیق دشمن است که از آن گریزی نخواهد بود و استکبار جهانی در انتظار فرارسیدن «ساعت صفر» آن به سر می‌برد. اما این مرحله از مخاصمه و تجاوزگری، هرگز کوتاه‌مدت یا محدود به ضربات نقطه‌ای نخواهد بود؛ بلکه رویارویی تمام‌عیاری است که با وجود آغاز آن از سوی محور آمریکایی صهیونیستی، با پاسخی برق‌آسا، پیش‌دستانه و چندجبهه‌ای از سوی ایران همراه خواهد شد.
نقطه کانونی و سرنوشت‌ساز در خنثی‌سازی این تهاجم، تقویت انسجام ملی و صیانت از امنیت روانی جامعه در برابر شوک‌های رسانه‌ای است
علی بانک توسعه صادرات: . عاملی که تاکنون دشمن را در رسیدن به پیش‌شرط‌های اصلی تهاجم ناکام گذاشته، همین حضور مستمر و باصلابت مردم در میدان بوده است. چنانچه این وحدت و همبستگی تعمیق یابد، حتی در صورت تحمیل جنگ، بحران کاملاً مهارپذیر و کوتاه‌مدت خواهد بود.
همان‌گونه که مکرراً تبیین شده است؛ هوشیاری، تدبیر، درایت و تبعیت همه‌جانبه از تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری، شرط اصلی و حیاتی برای عبور موفقیت‌آمیز از این پیچ تاریخی است. تا رسیدن به قله اقتدار، استقلال همه‌جانبه و شکوفایی تمدنی ایران اسلامی، اندک زمانی باقی است.
سخن سربسته گفتم با حریفان
خدایا زین معما پرده بردار
والسلام علی من اتبع الهدی
✍نویسنده : علی علیزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =

پربازدیدترین ها