ریال نیوز: نسل جدید پیش از آن که سواد خواندن داشته باشد، سواد الگوریتم دارد. اما آیا این سواد کافی است؟ هفته جهانی سواد رسانهای، یادآور پرسشی حقوقی و تربیتی که دیگر نمیتوان نادیده گرفت.
در دانشگاه به دانشجویان میآموزیم که از رسانه پرسش کنند: چه کسی میگوید، با چه هدفی و به سود چه کسی. اما نسلی که امروز در کودکی با الگوریتم بزرگ میشود، هنوز نمیداند چنین پرسشی را باید پرسید.
سالهاست درس سواد رسانهای را بر یک اصل ساده بنا میکنم: هیچ پیامی بیطرف نیست. اما کودکان امروز با پدیدهای روبهرو هستند که از پیام فراتر میرود. در گذشته رسانه محتوا را تولید و پخش میکرد و مخاطب انتخاب میکرد. امروز سامانهای محتوا را برای هر کودک جداگانه برمیگزیند و انتخاب را پیشاپیش از او میگیرد. کودک گمان میکند ویدئوی بعدی را خودش خواسته است، در حالی که محاسبهای آن را کنارش گذاشته که هدفش مصلحت او نیست؛ ماندن اوست.
از منظر حقوق کودک، این وضعیت دستکم چهار حق بنیادین را به چالش میکشد.
نخست، حریم خصوصی. هر کلیک، مکث و جستوجوی کودک میتواند ثبت شود و پروفایلی بسازد که سالها همراهش بماند. کودک نه این جمعآوری را درک میکند و نه میتواند آگاهانه به آن رضایت دهد. رضایتی که از کسی گرفته میشود که معنای آن را نمیفهمد، رضایت نیست.
دوم، حق بر رشد سالم. نظامهای پیشنهاددهنده بر پایه تعامل کار میکنند، نه بر پایه مصلحت. محتوای پرهیجان، مقایسهگر یا نامناسب سنی ممکن است صرفاً چون مخاطب را نگه میدارد بارها نمایش داده شود. پخش خودکار و اعلانهای پیاپی نیز خواب، تمرکز و روابط واقعی کودک را زیر فشار میگذارند.
سوم، آزادی اندیشه و دسترسی به اطلاعات متنوع. وقتی الگوریتم فقط آنچه را شبیه علایق گذشته کودک است نشان میدهد، دایره دید او تنگتر میشود. کودکی که فقط بازتاب خودش را میبیند، فرصت مواجهه با تفاوت، پرسش و کشف را از دست میدهد.
چهارم، آنچه میتوان «حق بر ندیدهشدن» نامید. کودکی که والدینش تصاویرش را منتشر میکنند یا در تولید محتوای درآمدزا نقش دارد، به حمایتی نیاز دارد که هم آینده و شخصیتش را پاس بدارد و هم سهم او را از درآمد حاصل از حضورش تضمین کند. کودکی که امروز بیاختیار دیده میشود، فردا ردپایی را به دوش میکشد که خودش نخواسته است.
پاسخ این چالشها قطع ارتباط کودک با فضای دیجیتال نیست؛ چنین چیزی نه شدنی است و نه مطلوب. پاسخ در سه جاست. پلتفرمها باید موظف شوند منافع کودک را بر افزایش زمان ماندگاری مقدم بدارند، تنظیمات پیشفرض را بر بیشترین حفاظت بگذارند و جمعآوری دادههای کودکان را به حداقل ضروری برسانند. خانوادهها و کودکان باید بدانند چرا محتوایی به آنها پیشنهاد شده و بتوانند شخصیسازی را خاموش کنند. و سازوکار روشنی برای شکایت، حذف داده و پاسخگویی در برابر آسیب باید وجود داشته باشد.
اما هیچ مقرراتی بدون آموزش کافی نیست. سواد رسانهای امروز باید از «تحلیل محتوا» فراتر برود و شیوه کار الگوریتمها را هم به کودک و نوجوان بیاموزد، در مدرسه، در خانه و در دانشگاه. سواد رسانهای فقط آموختن «چگونه دیدن» نیست؛ آموختن این پرسش است که چه کسی تصمیم میگیرد ما چه ببینیم، و به سود چه کسی. اگر بخواهیم کودکانمان در این فضا بزرگ شوند و توجه، داده و تصویرشان کالا نشود، باید این پرسش را زودتر از همیشه به آنها بیاموزیم.
فاطمه مرادی
مدرس دانشگاه وپژوهشگر رسانه_استان مرکزی