«وقتی تل‌آویو هل می‌دهد و واشنگتن مکث می‌کند»

ریال نیوز : اگر مذاکرات ایران و آمریکا به شکست بیانجامد، چه خواهد شد؟ آیا باید منتظر آغاز جنگ بود؟

این روزها یک پرسش محوری در افکار عمومی و محافل سیاسی تکرار می‌شود:
اگر مذاکرات ایران و آمریکا به شکست بیانجامد، چه خواهد شد؟
آیا باید منتظر آغاز جنگ بود؟
در تحلیل پیشین توضیح داده شد که ((چه عواملی دونالد ترامپ را از لبه درگیری نظامی به میز مذاکره بازگرداند)).
(رجوع شود به:
https://rialnews.ir/?p=59378 )
با این حال، «رجزخوانی‌های اخیر آمریکا و اسرائیل» تردیدهایی را در اذهان ایجاد کرده است؛ تردیدهایی که این یادداشت در پی پاسخ به آنهاست:
اگر مذاکرات استانبول یا عمان به نتیجه نرسد، آیا گزینه نظامی دوباره فعال می‌شود؟ و اگر آری، در چه زمانی؟
پاسخ کوتاه:
شکست مذاکره، به‌تنهایی، به معنای جنگ نیست.
پاسخ دقیق‌تر:
پاسخ واقعی را باید در «منطق تصمیم‌گیری دونالد ترامپ»و در «موازنه عینی هزینه–فایده» جست‌وجو کرد.
ترامپ زمانی از مسیر جنگ عقب‌نشینی کرد که به این جمع‌بندی رسید:
جنگ با ایران نه «سریع» است،
نه «ارزان»،
و نه «قابل‌کنترل».
این محاسبه تاکنون تغییری نکرده است.
از همین رو، حتی در صورت بن‌بست مذاکرات، مسیر خودکار سیاست آمریکا «حرکت به‌سوی جنگ نخواهد بود»؛ بلکه ترکیبی است از:
افزایش فشار،
تشدید تهدید،
و تداوم مذاکره غیرمستقیم در سطحی بالاتر.
نکته کلیدی:
جنگ تنها در صورتی محتمل می‌شود که «سه عامل به‌طور هم‌زمان» فراهم شود:

1. کاخ سفید به این ارزیابی برسد که «پاسخ ایران محدود و قابل مهار»خواهد بود یا خیر؟.
2. هزینه‌های اقتصادی جنگ ــ به‌ویژه در بازار انرژی و بورس آمریکا باید «قابل کنترل»باشد.
3. حادثه‌ای رخ دهد که بتوان آن را در افکار عمومی آمریکا به‌عنوان «اجبار به اقدام نظامی» روایت کرد.

عامل خارجی مهم:
در این میان، نقش اسرائیل برجسته است، اما «تعیین‌کننده نهایی» نیست.
اسرائیل از شکست دیپلماسی سود می‌برد و به‌دنبال کشاندن آمریکا به درگیری است،
اما تصمیم جنگ در «واشنگتن» گرفته می‌شود، نه در تل‌آویو.
📌اما متاسفانه به دلیل اعتقادات ایدئولوژیک و بردهای سیاسی از نتایج جنگ با ایران می‌تواند به عنوان یک بازی به همزن نقش عامل خارجی را در اقصی نقاط حاکمیت امریکا و یا دنیا بازی نماید
با این حال تا زمانی که جنگ،
۱) اقتصاد آمریکا
و ۲) معادلات انتخاباتی این کشور
را تهدید کند، ترامپ حاضر نخواهد شد ((هزینه پروژه ایدئولوژیک و فشار خاخام‌ها یهودی ـ؛در پوشش در پوشش لابی صهیونیستی در سنای آمریکا)) را شخصاً بپردازد.

سناریوی محتمل در صورت درگیری:
اگر با وجود همه این ملاحظات، درگیری‌ای رخ دهد، احتمال آن جنگ تمام‌عیار نخواهد بود؛ بلکه حمله‌ای است:
1. محدود،
2. کوتاه‌مدت،
3. و نمایشی،

با هدف:
بازگرداندن بازدارندگی، نه تغییر معادله راهبردی.

با این حال، باید تأکید کرد که «پاسخ ایران» در چنین سناریویی،
قوی، محکم و چندبعدی خواهد بود و منطقه را از ثبات و آرامش دور خواهد کرد. و در پاسخ به استراتژی اسرائیل که جنگ با ایران را با نام عملیات رستاخیز نامگذاری کرده‌، جمهوری اسلامی ایران نیز پاسخی مبتنی بر جنگ آخرالزمانی را آغازخواهد کرد…
درباره «زمان جنگ»:
باید صریح بود:
«هیچ تاریخ دقیقی وجود ندارد.»
هر تحلیلی که روز و ماه مشخص اعلام کند، یا مبتنی بر پروپاگانداست یا ناشی از ناآگاهی.
تنها می‌توان گفت در صورت شکست رسمی مذاکرات، «در یک بازه چند هفته‌ای موجب تنش فزاینده» خواهد شد؛
بازه‌ای که در آن خطر «خطای محاسباتی»افزایش می‌یابد، نه لزوماً تصمیم آگاهانه برای جنگ.

خلاصه این که:

همان عواملی که ترامپ را از جنگ عقب نشاند
«هزینه اقتصادی، ریسک سیاسی، و بازدارندگی ایران»
همچنان هنوزم پابرجاست.

خلاصه آنکه:
شکست مذاکره الزاماً به جنگ منتهی نمی‌شود، مگر آن که این معادله بنیادین تغییر کند؛ تغییری که تا این لحظه، نشانه‌های جدی آن مشاهده نمی‌شود.

والسلام

✍️ نویسنده : علی علیزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − دو =

پربازدیدترین ها