یادداشت متفکر استراتژیک جهان اسلام به بهانه تشییع رهبر شهید

ریال نیوز : دکتر محمد صادق محفوظی در این یادداشت نوشت: از اشک‌هایِ پیرمردی در سرایِ مصلایِ تهران تا ایثارِ خاموش در بمبارانِ بیمارستان‌ها؛ آنچه امروز مبعوث شده، نه صرفاً کلام، که ایمانی‌ست جاری در رگ‌هایِ مردمانی که منتظرند تا هم‌زیستیِ متعادلِ انسانی، جایگزینِ تنهاییِ دیجیتال شود.

به گزارش ریال نیوز ، دکتر محمد صادق محفوظی؛ فیلسوف، جامعه شناس و متفکر استراتژیک جهان اسلام در یادداشتی به بهانه مراسم تشییع رهبر شهید نوشت:

حسب آموزه‌های وحیانی، قائد شهید فقیه مجاهد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف) زنده است… دعایش و کلامش نافذتر از گذشته… دعوتش به کسب دانش و فناوری، همراه با فضیلت‌های اخلاقی برای نسل جوان باقی خواهد ماند… او برای ایرانِ قوی و مستقل، چراغ راه است و نویدی بر فروپاشی جریان منحرفِ سلطه… آن‌چنان که مارکسیسم-لنینیسم و اندیشه‌ ماتریالیسم دیالکتیک فرو ریخت… لیبرال‌دموکراسی برخاسته از اومانیسم، در هم می‌شکند… دیر نخواهد پایید که خبری از استعمار مدرن، نژادپرستی روتوش‌شده، وال‌استریت و قمارخانه‌ جهانی و کلاهبرداران نخواهد بود… جزایر فراگیر اپستینیان کشف می‌شود و سقوط اخلاقی مدعیانِ روشن‌تر…

ما منتظریم… از همیشه آماده‌تر… این ویژگی، خونِ شهید است… ما منتظریم برای سبز شدن جهان به قسط و عدل… فراگیر شدن علم و اخلاقِ نیکو… رهایی انسان از تنهایی… هم‌زیستیِ متعادلِ انسانی جایگزین زندگی دیجیتالی و افسردگی همگانی خواهد شد… برترینِ مردم، با تقواترینِ آنان خواهد بود… ما منتظریم.

نه آن‌گونه که صهیونیست‌ها و مسیحیانِ خودباخته‌ صهیون معتقدند به موعودی که یک نژاد خاص را برتری خواهد داد… نه موعودِ مارکو روبیو، وزیر هویت‌باخته‌ی آمریکایی شده، برای آرماگدونیِ تحریف‌شده…

منتظریم و این را عبادت می‌دانیم… امیدوار به آرامش و سعادت برای زمینیان در ساحتی پاک… همان ساحتِ فرزندِ پاکِ رسول خدا، “م ح م د”، فارس الحجاز… محکم‌تر از همیشه… در این راه، بسانِ غرب‌گدایانِ وطنی، دچار لکنت نمی‌شویم از بیانِ: “إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَلِمْتُم وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُم”…

دریغ می‌آید که دو صحنه‌ ماندگار را در ذهنم بازگو نکنم… اول، نجات نوزادان در بمباران بیمارستان توسط خانم ندا سلیمی؛ بله، ایشان یک الگوی همیشگی ست… دوم، پیرمردی که با دستانِ پینه‌بسته، از دیشب بر سرای مصلا سقایت می‌کرد مردمانِ محزون را… از پرند آمده بود… در پاسخ به سؤال من، اشک می‌ریخت و شانه‌هایش تکان می‌خورد… اینها و میلیون‌ها انسانِ مؤمنِ دیگر مبعوث شده‌اند… خوابِ خواب‌زدگان را تعبیری نخواهد بود… تمام.

غروب شنبه، سیزدهم تیرماه ۱۴۰۵
محمدصادق محفوظی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − پنج =

پربازدیدترین ها