ریال نیوز : اگر رفتار ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش و تحلیل ساختار فکری او را مبنا قرار دهیم، یک نکته روشن میشود: ترامپ سیاستمداری ایدئولوژیک یا ماجراجوی نظامی نیست. او سیاست خارجی را ابزار فشار برای گرفتن امتیاز میداند، نه میدان جنگهای بیپایان.
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة»
در روزهایی که گاه از زبان ترامپ یا اطرافیانش تهدیدهایی تند و بیسابقه، از جمله اشاره به ترور ، مطرح میشود، پرسش اصلی این نیست که این جملات تا چه حد شوکآورند، بلکه این است که آیا چنین تهدیدی با منطق رفتاری و محاسبات واقعی ترامپ همخوانی دارد یا نه؟
اگر رفتار ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش و تحلیل ساختار فکری او را مبنا قرار دهیم، یک نکته روشن میشود: ترامپ سیاستمداری ایدئولوژیک یا ماجراجوی نظامی نیست. او سیاست خارجی را ابزار فشار برای گرفتن امتیاز میداند، نه میدان جنگهای بیپایان. برای او «هزینه» حرف اول را میزند و هر اقدامی که آمریکا را وارد مسیر غیرقابل کنترل و پرخرج کند، با منطق عملیاش در تعارض است.
در همین چارچوب، تهدید به ترور ، اگر مطرح شود، نه یک گزینه عملیاتی، بلکه یک حرکت روانی و رسانهای است. چنین اقدامی، در صورت اجرا، به معنای عبور از تمام خطوط قرمز نانوشته در روابط بینالملل و ورود قطعی آمریکا به یک تقابل تمامعیار و غیرقابل مهار خواهد بود؛ تقابلی که نه پایان آن روشن است و نه هزینههایش قابل مدیریت. این دقیقاً همان سناریویی است که ترامپ، بر اساس تجربه و محاسبه شخصی، همواره از آن گریزان بوده است.
تجربه ترور قاسم سلیمانی برای ترامپ یک درس مهم داشت: حتی یک اقدام محدود و هدفمند هم میتواند منطقه را تا آستانه جنگ مستقیم پیش ببرد. حال، تهدید علیه مقام عالیرتبهای که نماد ثبات و تصمیمگیری نهایی در ایران است، چندین برابر پرهزینهتر و خطرناکتر از آن تجربه خواهد بود و عملاً هر مسیر مذاکره، کنترل تنش یا معامله احتمالی را مسدود میکند.
از این زاویه، چنین تهدیدهایی را باید بیشتر در چارچوب افزایش فشار،
ایجاد ترس،مصرف داخلی و چانهزنی سیاسی تحلیل کرد، نه بهعنوان تصمیمی واقعی برای اجرا. این نوع ادبیات، با الگوی شناختهشده ترامپ همخوان است: بالا بردن سطح تنش کلامی برای گرفتن امتیاز، نه عبور آگاهانه به نقطهای که بازگشت از آن ممکن نیست.
جمعبندی ساده است: تهدیدهای حداکثری، لزوماً به معنای تصمیم حداکثری نیستند. در مورد ترامپ، فاصله میان «گفتار نمایشی» و «عمل واقعی» همواره قابل توجه بوده است. از همین رو، تحلیل واقعبینانه ایجاب میکند که این اظهارات نه دستکم گرفته شوند و نه بزرگنمایی شوند، بلکه در چارچوب منطق فشار–معامله و هزینه–فایده خوانده شوند؛ منطقی که نشان میدهد اجرای چنین تهدیدی، بیش از آنکه ایران را تحت فشار قرار دهد، آمریکا را وارد پرهزینهترین و غیرقابلکنترلترین مسیر ممکن خواهد کرد.
بعد از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل سیاست و استراتژی جمهوری اسلامی مبتنی بر سیاست تهاجمی و پیشدستانه پایهریزی شد.
به طور قطع جمهوری اسلامی ایران هم در مورد تهدیدات کلامی و روانی و هم در مورد تهدیدات عملی پاسخ قاطع محکم کوبنده و سهمگینی را به دشمن نشان خواهد داد .
والسلام
✍️نویسنده : علی علیزاده