ریال نیوز : صنعت ساختمان امروز با شرایطی متفاوت از گذشته روبهرو است؛ شرایطی که در آن متغیرهایی مانند نااطمینانی اقتصادی، تورم، رکود بازار معاملات، افزایش هزینههای ساخت، محدودیتهای انرژی و کاهش قدرت خرید خانوارها، تصمیمگیری برای سرمایهگذاری و تولید مسکن را پیچیدهتر کرده است.
در چنین فضایی، ادامه مسیر گذشته و تولید ساختمان بدون توجه به تحولات اقتصادی و اجتماعی، میتواند سرمایههای کشور و بخش خصوصی را با ریسکهای جدی مواجه کند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تغییر نگاه در سیاستگذاری و شیوه ساختوساز هستیم.
نخستین اصل در این شرایط، شناخت دقیق تقاضای واقعی بازار است. دیگر نمیتوان انتظار داشت هر واحدی با هر متراژ و هر قیمت ساخته شود و به فروش برسد. لازم به ذکر است، کاهش بعد خانوار از حدود ۵ نفر در دهه ۷۰ به حدود ۳ نفر در سالهای اخیر، نشاندهنده تغییر الگوی سکونت است. بنابراین تولید مسکن باید متناسب با ساختار جدید خانوارها، قدرت خرید مردم و نیازهای واقعی جامعه باشد.
دومین موضوع، توجه به اقتصاد انرژی در ساختمان است. با توجه به ناترازی انرژی و افزایش هزینههای مصرف، ساختمانهای آینده باید کممصرف، هوشمند و دارای استانداردهای مناسب انرژی باشند. ساخت ساختمانی که هزینه نگهداری بالایی داشته باشد، دیگر یک مزیت اقتصادی محسوب نمیشود؛ بلکه به یک بار مالی برای ساکنان و جامعه تبدیل خواهد شد.
سومین ضرورت، حرکت از نگاه کوتاهمدت به سمت توسعهگری حرفهای است. در دوران تورمی، بسیاری از سرمایهها به سمت فعالیتهای غیرمولد حرکت میکنند؛ اما بخش ساختمان زمانی میتواند نقش واقعی خود را در اقتصاد ایفا کند که پروژهها بر اساس مطالعات بازار، تأمین مالی پایدار و برنامهریزی بلندمدت اجرا شوند.
چهارمین مسئله، توجه به رکود ناشی از شکاف میان قیمت مسکن و درآمد مردم است. تجربه نشان داده است که افزایش بیرویه قیمت مسکن، الزاماً به رونق ساختوساز منجر نمیشود؛ بلکه با کاهش قدرت خرید، تعداد معاملات را کم کرده و رکود را عمیقتر میکند. بنابراین هدف باید کاهش قیمت تمامشده و افزایش دسترسی مردم به مسکن باشد، نه صرفاً افزایش ارزش اسمی داراییها.
در این میان، نقش دولت و شهرداریها نیز باید بازتعریف شود. دولت نباید جایگزین بخش خصوصی در ساختوساز شود؛ بلکه باید با ایجاد ثبات در قوانین، تسهیل فرآیندها، تأمین زیرساختها و حمایت از سرمایهگذاری مولد، زمینه فعالیت سازندگان حرفهای را فراهم کند.
بازآفرینی شهری نیز میتواند یکی از راهبردهای مهم این دوره باشد. استفاده از ظرفیت بافتهای فرسوده، اراضی درونشهری و توسعه مبتنی بر زیرساختهای موجود، علاوه بر کاهش هزینههای اجتماعی، میتواند مسیر تولید مسکن پایدار را هموار کند.
در نهایت باید پذیرفت که عصر جدید ساختمان، عصر «بیشتر ساختن» نیست؛ عصر هوشمندتر ساختن است. سازنده موفق آینده کسی نیست که صرفاً تعداد بیشتری واحد تولید کند، بلکه کسی است که بتواند محصولی متناسب با نیاز جامعه، شرایط اقتصادی، الزامات انرژی و آینده شهرها ارائه دهد.
صنعت ساختمان ایران برای عبور از شرایط فعلی، نیازمند اعتماد، ثبات، مشارکت واقعی بخش خصوصی و تغییر نگاه از ساختوساز سنتی به توسعهگری پایدار است.
«سید حمید اشرفی »
دبیر کمیسیون بازآفرینی شهری
کانون سراسری انبوهسازان ایران