سونامی در بنزین

ریال نیوز : آیا پایان هژمونی موتورهای درون سوز نزدیک است؟! فروپاشی زنجیره تامین جهانی و تغییر پارادایم انرژی تا چه حد ممکن است ؟

پاسخ سوالات مهم را در یاداشت زیر بخوانید:

در دکترین اقتصاد سیاسی و امنیت ملی، انرژی صرفاً یک کالا نیست، بلکه شریان حیاتی بقای سیستم‌هاست. سناریوی تخریب و از کار افتادن دومینووار پالایشگاه‌های استراتژیک در اوراسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا، در جنگ‌ها نشان‌دهنده یک «شوک عرضه» بی‌سابقه و سیستماتیک است. این وضعیت دیگر با مکانیزم‌های تنظیم قیمت یا واردات قابل جبران نیست، بلکه نشانگر فروپاشی ساختار سنتی تامین سوخت است. در این تقاطع تاریخی، وابستگی به سیستم حمل‌ونقل مبتنی بر سوخت‌های فسیلی، یک پاشنه آشیل و تهدید مستقیم علیه امنیت ملی و تاب‌آوری اقتصادی محسوب می‌شود.بنظر میرسد دوران هژمونی نفت بر جاده‌ها به پایان برسد و اقتصاد جهانی مجبور به یک پوست‌اندازی خشونت‌بار و سریع باشد.
عناصر تحلیل اقتصادی (مکانیک بحران و بازتخصیص سرمایه)
الف) تبدیل خودروهای بنزینی به «دارایی‌های سمی»:
از منظر علم اقتصاد، ارزش یک دارایی به جریان نقدی و مطلوبیت آینده آن بستگی دارد. با نزدیک شدن عرضه سوخت به صفر ، هزینه نهایی استفاده از خودروهای درون‌سوز به سمت بی‌نهایت میل می‌کند. در نتیجه، ناوگان عظیم خودروهای بنزینی و دیزلی از یک کالای سرمایه‌ای/مصرفی به «دارایی‌های سمی و متروکه» تبدیل می‌شوند که نگهداری آن‌ها توجیه اقتصادی ندارد. خروج وحشت‌زده سرمایه از این بازار، حباب قیمت خودروهای بنزینی و گازوئیلی را متلاشی خواهد کرد.
ب) شکست بازار در تخصیص منابع و ضرورت مداخله حاکمیتی:
وقتی بحران از جنس کمبود فیزیکی باشد، سیستم قیمت‌گذاری دستوری کارکرد خود را کاملاً از دست می‌دهد. در اینجا، اقتصاد به سمت سهمیه‌بندی پیش می‌رود. در این شرایط، پر واضح است یارانه پنهان سوخت باید فوراً حذف و منابع آن (به عنوان یک الزام قانونی و حاکمیتی) مستقیماً به سمت زیرساخت‌های پدافند غیرعامل و حمل‌ونقل عمومی هدایت شود
ملاحظه: بیان این موضوع دخلی به جریان افزایش قیمت حامل‌های انرژی و مصوبات اخیر دولت ندارد و صرفاً یک مقاله علمی است
ج) رنسانس اقتصاد ریلی و تغییر ثقل لجستیک:
در اقتصاد کلان، شبکه‌های ریلی دارای بالاترین نرخ بازدهی در زمان بحران انرژی هستند. با آزادسازی قیمت‌ها در بخش ریلی و لغو قیمت‌گذاری دستوری، یک حاشیه سود جذاب برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و نهادهای مالی سرمایه گذار ایجاد می‌شود. این امر منجر به سرازیر شدن سیل نقدینگی و اعتبارات به سمت توسعه خطوط آهن، برقی‌سازی قطارها و لجستیک انبوه خواهد شد.
۳. نتیجه‌گیری راهبردی:
از منظر استراتژی اقتصادی و امنیت سرزمینی، جهان را بواسطه زیاده خواهی کشورهای استعمار گر وارد عصر «اقتصاد مقاومتیِ تحمیلی» در حوزه انرژی کشانده است.
نتیجه قطعی این بحران، بازتوزیع عظیم ثروت و تغییر بنیادین در الگوی مصرف است.
هشدار این مقاله اینست؛
دولت‌ها و سرمایه‌گذاران هوشمند باید فوراً سیاست «خروج سرمایه از صنایع وابسته به سوخت فسیلی» را در دستور کار قرار دهند. آینده متعلق به اقتصادهایی است که سریع‌تر بتوانند بار لجستیک و حمل‌ونقل خود را از روی دوش خودروهای شخصی برداشته و بر شبکه یکپارچه، برقی و ریلی مستقر کنند. در این نظم جدید، مالکیت خودروی شخصی مبتنی بر بنزین، یک خطای فاحش اقتصادی و سرمایه‌گذاری در توسعه است
سخن پایانی این است خودرو بدون نفت؛ سوخت فسیلی( همچون بنزین و گازوئیل) چه سرنوشتی خواهد داشت؟
در بیان مختصر مگوهای زیادی هست که اهل تعمق و تفکر باید در این خصوص تامل بیشتری را به عمل آورند.

نویسنده:علی علیزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + یک =

پربازدیدترین ها