ریال نیوز : میرزایی، عضو انجمن صنفی صنعت تایر ایران هشدار داد : هزینه حمل یک محموله از چین به ایران به ۲۲ تا ۲۳ هزار دلار رسیده است، پذیرش چنین هزینه ای برای شرکت ها دشوار است.
به گزارش ریال نیوز، جمال میرزایی، عضو انجمن صنفی صنعت تایر ایران و مدیرعامل گروه صنعتی بارز، در گفتوگویی تفصیلی به بررسی وضعیت تولید، مشکلات لجستیک، تأمین مواد اولیه و قیمتگذاری تایر پرداخت.
وضعیت تولید تایر در شرایط فعلی چگونه است؟
میرزایی با اشاره به مشکلات جدی در تأمین مواد اولیه گفت: شرایط تأمین مواد اولیه تغییر کرده و با مشکلات جدی مواجه شدهایم. این مشکلات مستقیماً روی تولید اثر گذاشته است. در حال حاضر تقریباً ۵۰ درصد تولید صنعت را از دست دادهایم و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، با بحران کمبود تایر در بازار مواجه خواهیم شد.
وی افزود: مشکل فقط یک بخش نیست؛ هم در تأمین مواد اولیه مشکل داریم، هم در تأمین ارز و هم در حوزه لجستیک. وقتی مواد اولیه به سختی تأمین میشود، طبیعی است که تولید هم تحت تأثیر قرار بگیرد. ما از ابتدای سال با کاهش تولید مواجه بودهایم و شرایطی که در حوزه حملونقل و تأمین ایجاد شده، این وضعیت را تشدید کرده است.
هزینه حملونقل چقدر افزایش یافته است؟
مدیرعامل گروه صنعتی بارز با اشاره به جهش هزینههای لجستیک گفت: اگر یک محموله بخواهد به صورت زمینی از چین به ایران منتقل شود، هزینه آن حدود ۲۲ تا ۲۳ هزار دلار است. طبیعتاً وقتی هزینه حمل به این عدد میرسد، پذیرش چنین هزینهای برای شرکتها بسیار دشوار میشود.
وی ادامه داد: در حمل دریایی هم شرایط به همین شکل است. بسیاری از محمولهها مستقیماً وارد مرزهای ایران نمیشوند و در کشورهای همسایه تخلیه میشوند و هزینههای دیگری به آن اضافه میشود. همین امروز یک محموله داشتیم که مربوط به زمان جنگ بود و در یکی از بنادر کشورهای منطقه تخلیه شده بود؛ برای آن محموله حدود ۱۴ هزار دلار بابت توقف، معطلی و انتقال از پاکستان تا مرز ایران پرداخت کردیم. این هزینهها برای تولیدکننده بسیار سنگین است و باید در قیمت تمامشده محصول دیده شود.
آیا همچنان از آزادسازی قیمت تایر دفاع میکنید؟
میرزایی با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد قیمتگذاری گفت: عاقلانهترین اتفاق این است که موضوع قیمت با یک سازوکار مشخص و با تضمین نظارت انجام شود؛ منظور ما حذف نظارت نیست. باید هزینهها دیده شود و بر اساس هزینههای واقعی، قیمت معقولی ایجاد شود. امروز ریسکهایی که تولیدکننده متحمل میشود نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده و این هزینهها باید در تصمیمگیری قیمتی دیده شود.
وی افزود: باید به مدلی برسیم که هم تولیدکننده بتواند تولید را ادامه دهد و هم مصرفکننده با افزایش غیرمنطقی قیمت مواجه نشود.
آیا هزینه لجستیک تایرسازان هم چند برابر شده است؟
مدیرعامل گروه صنعتی بارز با تأیید این موضوع گفت: سال گذشته به دلیل اینکه بخشی از نیاز ارزی صنعت تأمین نشد، تقریباً ۵۰ درصد نیاز ارزی ما تأمین نشد. وقتی ارز مورد نیاز تأمین نشود، موجودی مواد اولیه شرکتها کاهش پیدا میکند. سال گذشته میتوانستیم ذخایر مناسبی ایجاد کنیم، اما به دلیل مشکلات تأمین ارز این اتفاق نیفتاد و موجودی انبارها به تدریج مصرف شد. امسال هم با شرایط جنگی و مشکلات ایجادشده، کاهش تولید به دلیل عدم تأمین مواد اولیه اتفاق افتاد.
این وضعیت چه اثری بر توان مالی تایرسازان گذاشته است؟
میرزایی با اشاره به فشار مالی بر شرکتها گفت: همه شرکتها بنگاه اقتصادی هستند و نمیتوانند برای مدت طولانی زیان را تحمل کنند. بانکها هم نمیتوانند تمام این هزینهها را تأمین کنند و سهامداران نیز از یک شرکت زیانده حمایت نامحدود نمیکنند. وقتی عملکرد شرکت زیانده باشد، دست مدیران برای خیلی از تصمیمها بسته میشود. اگر قیمت فروش محصول اجازه جبران هزینهها را ندهد، شرکت در پذیرش هزینههای جدید دچار مشکل میشود و این مسئله در نهایت روی تولید اثر میگذارد.
آیا آزادسازی قیمت لزوماً به معنای افزایش غیرمنطقی قیمت نیست؟
وی با اشاره به تجربه سال ۱۴۰۲ گفت: در آن دوره قیمتگذاری آزادتر بود و شرکتها خودشان قیمت را تعیین و به سازمان حمایت اعلام میکردند. اگر صورتهای مالی شرکتها را نگاه کنید، مشخص است که عملکرد صنعت به گونهای نبوده که بگوییم سودهای غیرمتعارف گرفتهاند؛ در بسیاری از موارد سود شرکتها زیر ۱۵ درصد بوده است.
میرزایی پیشنهاد داد: سازمان حمایت به جای اینکه صرفاً گذشتهنگر باشد، آیندهنگر و ناظر بر عملکرد شرکتها شود؛ یعنی بررسی کند که یک شرکت چه میزان هزینه، فروش و سود داشته است و اگر عملکرد از چارچوب منطقی خارج شد، ورود کند. این بهتر از آن است که از ابتدا برای شرکت قیمت تعیین کنیم و بعد انتظار داشته باشیم مدیر در شرایط متغیر اقتصادی تصمیم درست بگیرد.
یعنی نقش سازمان حمایت باید از «قیمتگذاری» به «نظارت» تغییر کند؟
بله، به نظر من باید از تصمیمگیری مستقیم درباره قیمت به سمت نظارت بر عملکرد حرکت کنیم. این کار هم میتواند عملکرد سازمان حمایت را مثبتتر کند و هم به مدیران صنعت اجازه میدهد جسارت بیشتری برای تصمیمگیری داشته باشند. وقتی همه تصمیمها به قیمتگذاری دستوری وابسته باشد، عملاً قدرت تصمیمگیری مدیر کاهش پیدا میکند.
پاسخ شما به نگرانی از فشار افزایش قیمت بر مردم چیست؟
میرزایی گفت: باید نتیجه نهایی سیاست را ببینیم. فرض کنید امروز قیمت تایر ۲۰ درصد افزایش پیدا کند، اما در مقابل تولید افزایش یابد، مواد اولیه تأمین شود و محصول به اندازه کافی در بازار وجود داشته باشد. این وضعیت میتواند بیشتر به نفع مردم باشد تا اینکه قیمت را دستوری پایین نگه داریم، اما تولید کاهش پیدا کند و بازار با کمبود مواجه شود. اگر تولید نباشد، مصرفکننده نمیتواند تایر مورد نیاز خود را تهیه کند؛ بنابراین فقط پایین نگه داشتن قیمت به تنهایی سیاست مناسبی نیست.
پیشبینی شما از بازار تایر چیست؟
مدیرعامل گروه صنعتی بارز در پایان گفت: اگر این شرایط ادامه پیدا کند، قطعاً با مشکل کمبود در بازار مواجه خواهیم شد. وقتی امروز نزدیک به ۵۰ درصد تولید از دست رفته، نمیتوان انتظار داشت بازار بدون اثرپذیری از این کاهش تولید باقی بماند. برای اینکه این اتفاق نیفتد، باید تأمین ارز و مواد اولیه تسهیل شود، برای مشکلات لجستیک راهکار پیدا کنیم و قیمت نیز متناسب با شرایط واقعی تولید اصلاح شود. صنعت تایر توان تولید دارد، اما تولیدکننده باید امکان اقتصادی تولید داشته باشد. اگر مواد اولیه تأمین شود، حملونقل انجام شود و قیمت متناسب با هزینهها باشد، میتوان تولید را افزایش داد؛ اما اگر همزمان مواد اولیه دشوار تأمین شود، هزینه حمل چند برابر شود و قیمت محصول ثابت بماند، نتیجه طبیعی آن کاهش تولید است و در نهایت، کاهش تولید بیشتر از افزایش منطقی قیمت میتواند به مصرفکننده آسیب بزند.
منبع : بازار