ریال نیوز : ورزش دیگر تنها در باشگاهها، سالنهای تمرینی یا زیر نظر مربیان شکل نمیگیرد. امروز بخش مهمی از تصمیمهای ورزشی مردم، از انتخاب یک تمرین ساده تا الگوی تغذیه و تناسباندام، در شبکههای اجتماعی و بر اساس محتوایی گرفته میشود که هر روز روی صفحه تلفن همراهشان ظاهر میشود. در این میان، هوش مصنوعی و الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال بیش از هر زمان دیگری در تعیین اینکه «چه چیزی دیده شود و چه چیزی دیده نشود» نقش دارند. این تحول، فرصتهای ارزشمندی برای آموزش و توسعه سلامت ایجاد کرده است، اما همزمان مخاطرات تازهای را نیز پیش روی جامعه قرار داده است.
رسانههای دیجیتال میتوانند فرهنگ ورزش را گسترش دهند، انگیزه فعالیت بدنی را افزایش دهند و آموزشهای تخصصی را در دسترس میلیونها نفر قرار دهند. برای سالمندان، بیماران، افراد دارای معلولیت و خانوادههایی که امکان حضور مستمر در مراکز ورزشی را ندارند، این رسانهها میتوانند نقش یک مربی آموزشی در خانه را ایفا کنند. اما همین ظرفیت، زمانی که در اختیار صفحات غیرتخصصی، تولیدکنندگان محتوای زرد یا جریانهای سودمحور قرار گیرد، میتواند سلامت عمومی را با تهدیدهای جدی مواجه کند.
یکی از مهمترین چالشهای امروز، گسترش صفحاتی است که بدون برخورداری از صلاحیت حرفهای، برای همه مخاطبان نسخههای یکسان ارائه میکنند. در حالی که در علوم ورزشی هیچ برنامه تمرینی یا توصیه تغذیهای، بدون شناخت شرایط جسمانی، سوابق پزشکی، سن، جنس، تواناییها و اهداف فرد، اعتبار علمی ندارد. نسخههای عمومی شاید مخاطب جذب کنند، اما نمیتوانند جایگزین ارزیابی تخصصی شوند.
در سالهای اخیر، اینفلوئنسرها نیز به یکی از مهمترین مراجع سبک زندگی تبدیل شدهاند. بسیاری از نوجوانان و جوانان، پیش از آنکه به مربی یا متخصص مراجعه کنند، از آنان الگو میگیرند. مسئله این نیست که اینفلوئنسرها حضور دارند؛ مسئله آن است که بخشی از محتوای منتشرشده در فضای مجازی، بازنمایی گزینششدهای از واقعیت است. تصاویر و ویدئوها با استفاده از تدوین، فیلترهای تصویری، تبلیغات، نورپردازی و روایتهای از پیش طراحیشده تولید میشوند و مخاطب اغلب از آنچه پشت صحنه این تصاویر قرار دارد، بیاطلاع است. نتیجه چنین بازنماییهایی، شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه، مقایسههای فرساینده و گرایش به تقلید از الگوهایی است که با شرایط واقعی افراد همخوانی ندارند.
در این میان، نباید از نقش الگوریتمهای شبکههای اجتماعی غافل شد. برخلاف تصور عمومی، الگوریتمها کیفیت علمی محتوا را ارزیابی نمیکنند؛ آنها میزان تعامل کاربران را میسنجند. هرچه یک ویدئو لایک، کامنت، اشتراکگذاری یا زمان تماشای بیشتری داشته باشد، احتمال نمایش آن به کاربران دیگر نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، گاهی یک تمرین پرخطر یا یک وعده غیرواقعی میلیونها بار دیده میشود، در حالی که یک آموزش علمی و استاندارد، مخاطبان بسیار کمتری پیدا میکند. این همان منطق «اقتصاد توجه» است؛ جایی که رقابت برای دیده شدن، گاه بر مسئولیت اجتماعی و اعتبار علمی غلبه میکند.
هوش مصنوعی نیز این معادله را پیچیدهتر کرده است. امروزه تولید تصاویر و ویدئوهای واقعنما با استفاده از فناوری «دیپفیک» بهسادگی امکانپذیر است. ممکن است ویدئویی منتشر شود که در آن یک ورزشکار یا مربی شناختهشده، ظاهراً در حال توصیه یک مکمل، یک برنامه تمرینی یا یک روش درمانی باشد؛ در حالی که چنین محتوایی هرگز توسط او تولید نشده است. این پدیده تنها یک مسئله فناورانه نیست، بلکه مستقیماً با اعتماد عمومی، سلامت شهروندان و امنیت اطلاعات مرتبط است. در چنین شرایطی، توانایی تشخیص محتوای واقعی از محتوای جعلی، به بخشی از سواد سلامت و سواد رسانهای تبدیل شده است.
در کنار این تهدیدها، پدیده دیگری نیز در حال گسترش است؛ ظهور «شبهمربیان» و «شبهمتخصصان» در فضای مجازی. این افراد معمولاً نتیجه نهایی را نمایش میدهند، اما از فرایند، محدودیتها، شکستها و سالها تمرین سخنی نمیگویند. مخاطب تنها قله را میبیند، نه مسیری را که برای رسیدن به آن طی شده است. همین امر باعث میشود بسیاری از افراد، بدون آمادگی جسمانی یا نظارت تخصصی، تمرینهای دشوار را تقلید کنند و در صورت ناکامی، احساس کنند مشکل از توانایی خودشان است، نه از محتوای ناقصی که دریافت کردهاند.
با وجود همه این چالشها، راهحل مقابله با فناوری یا حذف شبکههای اجتماعی نیست. آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، ارتقای کیفیت حکمرانی رسانهای و تقویت سواد رسانهای شهروندان است. تولید محتوای علمی و مبتنی بر شواهد، اعتبارسنجی مربیان و تولیدکنندگان محتوا، حمایت از منابع معتبر، آموزش تفکر انتقادی و استفاده از سامانههای هوشمند برای شناسایی محتوای آسیبزا ، از جمله اقداماتی است که میتواند محیط رسانهای سالمتری ایجاد کند. همانگونه که در دنیای واقعی برای سلامت مردم استاندارد و نظارت وجود دارد، در فضای دیجیتال نیز نمیتوان سلامت عمومی را به منطق بازار و الگوریتمها واگذار کرد.
در این میان، خانوادهها نیز نقشی تعیینکننده دارند. حضور آگاهانه والدین در کنار نوجوانان، گفتوگو درباره محتوای فضای مجازی و آموزش مهارت راستیآزمایی، از مهمترین ابزارهای پیشگیری از آسیبهای رسانهای است. همراهی خانواده به معنای محدود کردن نوجوانان نیست؛ بلکه به معنای توانمندسازی آنان برای انتخاب آگاهانه است.
در نهایت، آینده سلامت ورزشی جامعه نه در مخالفت با فناوری، بلکه در استفاده مسئولانه از آن رقم خواهد خورد. هوش مصنوعی میتواند دستیار ارزشمندی برای آموزش، پایش و توسعه ورزش همگانی باشد، اما هیچ فناوری نمیتواند جایگزین قضاوت تخصصی، اخلاق حرفهای و مسئولیت اجتماعی شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این واقعیت توجه کنیم که هر محتوای پربازدید، الزاماً معتبر نیست و هر توصیه محبوب، لزوماً ایمن و علمی نیست. در عصر الگوریتمها و هوش مصنوعی، مهمترین مهارت شهروندان، توانایی تشخیص حقیقت از بازنمایی و انتخاب آگاهانه از میان انبوه اطلاعات است. اگر تولیدکنندگان محتوا، رسانهها، پلتفرمهای دیجیتال، نهادهای مسئول و خانوادهها هر یک سهم خود را در این مسیر ایفا کنند، رسانه میتواند از یک تهدید بالقوه، به یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتقای سلامت، توسعه ورزش همگانی و افزایش کیفیت زندگی شهروندان تبدیل شود.