چرا خانواده باید زبان نسل دیجیتال را بیاموزد؟

ریال نیوز : تصاویر تجمع هزاران نوجوان و جوان پیرامون برخی چهره‌های فضای مجازی، طی ماه‌های اخیر واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است. برخی این رخداد را نشانه‌ای از بحران فرهنگی دانسته‌اند و برخی دیگر آن را محصول هیجان‌های زودگذر شبکه‌های اجتماعی معرفی کرده‌اند.

اما واقعیت این است که این پدیده را نمی‌توان صرفاً با قضاوت‌های ارزشی یا برخوردهای احساسی تحلیل کرد. آنچه در حال وقوع است، نشانه تغییر در «نظام مرجعیت» جامعه است؛ تغییری که بیش از هر نهاد دیگری، خانواده را تحت تأثیر قرار داده است.
تا دو دهه پیش، خانواده، مدرسه و رسانه‌های رسمی اصلی‌ترین منابع شکل‌دهنده هویت نوجوانان بودند. امروز اما بخش قابل توجهی از این نقش به شبکه‌های اجتماعی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال منتقل شده است. نوجوانان و جوانان نه فقط اخبار و سرگرمی، بلکه سبک زندگی، الگوهای رفتاری، شیوه ارتباط، نوع پوشش، الگوهای مصرف و حتی نگرش خود به ازدواج و خانواده را از محیط‌های دیجیتال دریافت می‌کنند.
این تحول را نباید صرفاً یک تغییر رسانه‌ای دانست؛ بلکه با جابه‌جایی مرجعیت‌های تربیتی روبه‌رو هستیم. در جامعه شبکه‌ای، اثرگذاری دیگر فقط از جایگاه‌های رسمی ناشی نمی‌شود، بلکه اعتماد، تعامل و حضور مستمر در زندگی روزمره مخاطب، عامل اصلی شکل‌گیری مرجعیت است. به همین دلیل، بسیاری از اینفلوئنسرها بدون داشتن جایگاه رسمی، بر تصمیم‌ها و رفتارهای نسل جدید اثر می‌گذارند.
این وضعیت الزاماً به معنای تضعیف خانواده نیست؛ بلکه نشان می‌دهد محیط تربیت تغییر کرده است. اگر خانواده همچنان با الگوهای ارتباطی گذشته با نسل جدید سخن بگوید، طبیعی است که فاصله میان نسل‌ها افزایش یابد. نوجوان امروز بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگو، مشارکت و درک متقابل نیاز دارد و کمتر با شیوه‌های یک‌سویه ارتباط برقرار می‌کند.
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری در این حوزه نیز نیازمند بازنگری است. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که رویکردهای صرفاً محدودکننده، به‌تنهایی قادر به حل مسئله نیستند. آنچه اهمیت دارد، افزایش توان خانواده، ارتقای سواد رسانه‌ای، حمایت از تولید محتوای سالم و مسئولیت‌پذیر کردن بازیگران فضای دیجیتال است. در واقع، مسئله اصلی مدیریت فناوری نیست؛ بلکه مدیریت «مرجعیت» در عصر فناوری است.
خانواده امروز برای حفظ جایگاه تربیتی خود، بیش از هر چیز باید زبان نسل دیجیتال را بیاموزد. گفت‌وگو با فرزندان، شناخت سازوکار شبکه‌های اجتماعی، آگاهی از اقتصاد توجه و حضور فعال در فضای مجازی، به همان اندازه اهمیت دارد که آموزش‌های سنتی تربیتی اهمیت داشتند. فاصله گرفتن از فناوری، به معنای فاصله گرفتن از محیط زندگی نسل جدید است.
از منظر سیاست‌گذاری نیز زمان آن رسیده است که نگاه به فضای مجازی از «مدیریت ابزار» به «حکمرانی هوشمند» تغییر کند. تقویت خانواده در عصر دیجیتال تنها با محدودسازی محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند مجموعه‌ای از سیاست‌های فرهنگی، آموزشی و حقوقی است که خانواده را برای ایفای نقش مؤثر در زیست‌بوم دیجیتال توانمند سازد.
در نهایت، مسئله امروز جامعه ایران، حضور یا عدم حضور اینفلوئنسرها نیست؛ مسئله اصلی آن است که چگونه می‌توان مرجعیت خانواده را در دنیایی که قواعد ارتباطی آن تغییر کرده است، بازآفرینی کرد. پاسخ این پرسش، آینده سرمایه اجتماعی، انسجام خانوادگی و کیفیت تربیت نسل آینده را رقم خواهد زد.

نویسنده : فاطمه مرادی
مدرس دانشگاه و پژوهشگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + نوزده =

پربازدیدترین ها